تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
گفت پدر شما چند فرزند دارد گفتند دوازده پسر داشت يكى را در صغر سن گرگ خورد و يكى را كه از مادر او حاصل شده بود پدر براى خدمت خود نگاهداشت و ما ده تن بملازمت آمده‌ايم پس يوسف فرمود كه اينجا كس باشد كه شما را شناسد گفتند نه مردم مصر ما را نميدانند يوسف گفت تا آن برادر ديگر بيايد صدق و كذب شما در آنچه ميگوئيد معلوم شود گفتند اين نوبت او را همراه بياريم يوسف گفت يكى از شما اينجا باشد كه تا شما برويد و آن برادر را بياريد و حال شما بر من محقق گردد ايشان قرعه زدند بنام شمعون برآمد پس شمعون بايستاد يوسف فرمود بضاعات ايشان بستدند و عوض گندم بديشان دادند .
وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ
و آنهنگام كه بساخت يوسف كار ايشان را و ساز ايشان را سر انجام كرده هر يك را يك شتر بار داد گفتند يك شتر كه در خدمت پدر است بدهيد يوسف گفت من بشمار مردم مىدهم نه بشمار شتر ايشان مبالغه نمودند
قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ
گفت يوسف كه بياريد به من برادرى كه شما راست از پدر شما يعنى علاقى نه اعيانى شما
أَ لا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ
آيا نميبينيد آن را كه من تمام ميپيمايم پيمانه را و حق كسى را باز نميگيرم
وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ
و من بهترين فرود آرندگانم يعنى در فرود آوردن مهمانان و اكرام و احسان با ايشان دقيقه فرو گذاشت نميكنيم .
فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ
پس اگر نياريد به من آن برادر را
فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي
پس شما را نزد من مكيل نيست يعنى طعام
وَ لا تَقْرَبُونِ
و نزديك مشويد به من و در ولايت من در ميائيد و گرد من مگرديد .
قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ
گفتند زود باشد كه مراودت كنيم يعنى بجد تمام و تدبير و حيله برادر را از دست پدر انتزاع كنيم
وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ
و بدرستى كه ما كنندگانيم آن چيزى را كه بگوئيم و در آب باب سستى و اهمال نكنيم .
وَ قالَ لِفِتْيانِهِ
و گفت يوسف مر غلامان خود را كه كيل غلات تعلق به او داشت
اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ
بنهيد بار ايشانرا كه ببهاى گندم آورده‌اند و گويند آن پوستى و كفشى چند بود يوسف نخواست كه گندم ببها بديشان بدهد فرمود كه بضاعتهاى ايشانرا در بار ايشان نهيد و چون دانست كه ديانت ايشان تقاضاى آن خواهد كرد كه بضاعتها چون ثمن گندم بود بازآرند يا پدر بازفرستد از اينجهت گفت كه
لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ
شايد كه ايشان بشتاب بشناسند بضاعت خود را چون بازگردند بسوى كسان خود و بار
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 397 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى