بقوله .
وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً
و فرستاديم به اولاد مدين بن ابراهيم و يا كسان بساكنان مدين برادر ايشان در نسب كه شعيب بود
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
گفت اى قوم من بپرستيد خداى را بيگانگى نيست شما را هيچ معبودى بجز از وى
وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ
و مكاهيد و كم مكنيد پيمانه را در پيمودن مكيلات و ترازو را در سنجيدن موزونات بدرستيكه ميبينم شما را با توانگرى و فراخى نعمت يعنى درمانده و محتاج نيستيد تا داعى باشد شما را بخيانت بلكه توانگريد و رسم حقگذارى آنست كه مردمانرا از مال خود بهرمند سازيد نه آنكه از حقوق ايشان بازگيريد
وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ
و بدرستيكه من ميترسم بر شما به اين خيانت كه ميكنيد در مال يكديگر عذاب روز كه گرد درآينده شما باشد كه هيچكس از شما از آن نرهد .
وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ
و ايگروه من به تمام بپيمائيد پيمانه را و تمام بكشيد آنچه بترازو ميكشيد بعدل و راستى و از قوم با وجود خيانت در كيل و وزن هر چه ميخريدند از بهاى آن چيزى بازميگرفتند و اطراف درم و دينار نيز ميبريدند
وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و كم مكنيد مردمانرا چيزهاى ايشان يعنى هر چه ميخريد و يا قراضهء كه از درم و دينار ميبريد و غايت تباهى مجوئيد در زمين شهر خود در حالتى كه تباهكارانيد مر دين خود را و مصالح آخرت خود را .
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
آنچه خداى باقى گذارد براى شما بعد از ترك حرام بهتر است شما را از آنچه بخيانت جمع ميكنيد اگر هستيد باور دارندگان مر گفتار مرا و يا به شرط آنكه ايمان آوريد چه خيريت آن چيز در ثواب وقوع ايمانست
وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
و نيستم من بر شما نگاهبان كه شما را بجبر و قهر از قبايح باز دارم يا از عذاب محافظت كنم و چون شعيب همهء شب به نماز و طاعت ميگذرانيد از اين جهت .
قالُوا يا شُعَيْبُ
گفتند قوم او كه اى شعيب
أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
آيا نمازهائى كه ميگذارى ميفرمايد ترا به تكليف آنكه ما ترك كنيم آنچه پرستيدهاند پدران ما از بتان
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا
يا دست بداريم از آنچه ميكنيم در مالهاى خود آنچه ميخواهيم از نقصان كيل و وزن و غير آن
إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
بدرستيكه تو هر آينه بردبار بودى در امور راه يافته و وصف ايشان شعيب را به اين دو صفت به جهت آن بود كه او نزد مردمان