كه بازگرديده نشود بجدال و دعا و غير آن پس ملائكه ابراهيم را وداع كردند و روى بمؤتفكات نهادند و آن پنج شهرستان بود در هر يكى صدهزار مرد شمشير زن بود چون بنزديك سدوم رسيدند كه يكى از آن دهها بود و لوط در آنجا متوطن بود نگاه كردند ديدند كه وى در زمين خود زراعت ميكرد پيش وى رفتند و سلام كردند و گفتند ما امروز مهمان توئيم .
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً
و آنهنگام كه آمدند فرشتگان ما بلوط
سِيءَ بِهِمْ
اندوهگين شد بديشان يعنى آمدن ايشان به او ويرا اندوهناك ساخت
وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
و تنگدل شد به جهت ايشان ذرع بمعنى سينه است و تنگى سينه كنايت است از بسيارى قبض خاطر و آن اندوه وى به جهت آن بود كه ايشانرا با روى هاى خوش و صورتهاى دلكش بديد از بدى و بىباكى قوم انديشيد و با وجود اين قوم با او شرط كرده بودند كه هيچ غريب را بمهمانخانه خود نبرد
وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ
و گفت اينروزى سخت است بر من آوردهاند كه حق تعالى با ملائكه گفته بود كه تا لوط چهار نوبت ببدى قوم خود گواهى ندهد ايشانرا هلاك مكنيد پس لوط با ايشان گفت بشما نرسيده است خبر اهل اين شهر و كار بد ايشان گفتند نه گفتند كار ايشان چيست لوط را شرم آمد گفت گواهى مىدهم كه اينقوم بدترين اهل عالمند جبرئيل بميكائيل اشارت كرد كه اينك يك شهادت پس لوط با ايشان روى به شهر نهاد چون بدروازه رسيد همانسخن گفت و چون به شهر درآمد باز اعاده فرمود و چون به خانه درآمدند ديگر باره ادا كرد چهار گواهى وجود گرفت بعضى مردمان مهمانان لوط را ديدند خبر به ديگران رسانيدند و گويند لوط ايشانرا براهى به شهر آورد كه كسى ايشانرا نديد مگر مردمان سراى وى زن لوط ايشانرا بديد بر بالاى بام درآمد و مردمانرا خبر داد كه در سراى لوط مهمانانى آمدهاند كه هيچ چشمى مانند جمال ايشان نديده .
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ
و آمدند بلوط قوم او در حالتى كه بشتاب دوانيده ميشدند بسوى او يعنى شيطان و هواى نفس ايشانرا ميدوانيد بجانب لوط
وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ
و پيش از اينوقت بودند كه عملهاى بد ميكردند از لواطه و كبوتر بازى و صفير زدن در مجالس و بر سر راهها نشستن براى استهزاء و امثال آن از قبايح پس بيكبار بدر خانهء لوط دويدند و گفتند اى لوط مهمانانرا از سراى خود بيرون كن و بدست ما بازده
قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
گفت لوط ايگروه من اينها دختران منند ايشان را بخواهيد ايشان پاكيزهترند مر شما را تزويج دختران بايشان به شرط ايمان بوده و يا در شريعت او تزويج مؤمنان بكفار جايز بوده چنان كه در بداية اسلام حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دخترى از دختران