تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
كردند يعنى از من در خواه مكن در دفع عذاب ايشان
إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
بدرستيكه ايشان غرق شدگانند يعنى حكم كرده‌ايم بغرق شدن ايشان - و از ابو عبد اللّه مرويست كه حق تعالى ارادهء هلاك قوم نوح فرمود رحمهاى زنان ايشان را عقيم ساخت مدت چهل سال و از ايشان هيچ فرزندى در وجود نيامد - و در خبر آمده كه نوح چون كشتى طلبيد از خداى فرمان در رسيد كه تا درخت ساج بكاشت و در مدت بيست سال كه درخت برسيد هيچ فرزندى از قوم او متولد نشد و در اين مدت اطفال ايشان بالغ شدند و ايشان نيز از متابعت ابا كردند و از قبول دعوت نوح سركشيدند پس نوح بساختن كشتى مشغول شد .
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ
و بود كه ميساخت كشتى و هر كه بگذشتندى برو
مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ
گروه مهتران از قوم او استهزا كردند بر او چه نوح كشتى را در بيابان ميساخت دور از آب ايشان بر وجه سخريه گفتندى كه اى نوح كشتى ميسازى آب كو و بعضى طعنه زدندى كه اول نبى بودى و آخر نجار شدى
قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ
گفت نوح اگر سخريه ميكنيد با ما پس بدرستيكه ما استهزا خواهيم كرد بر شما در حين غرق شما در دنيا و سوختن شما در عقبا بر وجه شماتت نه بطريق سفاهت
كَما تَسْخَرُونَ
همچنانكه شما امروز سخريه ميكنيد بما در ساختن كشتى از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه نوح در ميان قوم هزار كم پنجاه سال مكث فرمود و در اين مدت قوم را به خدا دعوت مىكرد و در آخر كار حق تعالى فرمود تا درختى بنشاند چون بزرگ گشت و تناور شد بفرمان خدا آن را ببريد و از وى كشتى ميساخت مردمان بر او ميگذشتند و ميگفتند نوح خانه ميسازد براى زمستان تا از سرما متأذى نشود ديگرى ميگفت نهان خانه ميسازد شخصى ديگر ميگفت انبار خانه بنا كرده و جمعى ديگر ميگفتند اين شخص ديوانه است كه بر زمين خشك كشتى ميسازد نوح عليه السّلام فرمود كه .
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ
پس زود باشد كه بدانيد آنكس را كه بيايد به دو عذابى كه او را رسوا گرداند اندر دنيا كه غرقست
وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ
و فرود آيد به دو عذابى دايم در آخرت كه حرقست از ابن عباس نقلست كه نوح كشتى را مدت ده سال از چوب ساج بساخت كه طول آن سيصد ذرع بود و گفته‌اند كه هزار و دويست و عرض آن پنجاه ذرع بود و بقولى ششصد و ارتفاع آن سى ذرع و بقولى سى و سه و آن را بر سه طبقه مرتب گردانيد و بقير بيندود و به حكم الهى زوجى از هر نوع از انواع حيوانات جمع كرد طيور را در طبقهء عليا و بهايم را در سفلى و آدميان كه از