گفتند اشراف و رؤسا آنان كه بودند كه نگرويدند از قوم نوح
ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا
نميبينيم ترا مگر آدمى مثل ما يعنى مزيتى كه تو را باشد كه سبب تخصيص تو بود و بر ما واجب گرداند اطاعت تو از تو نمييابيم ايشان نظر به صورت كردند و از معنى غافل شده گمان بردند كه رسول بايد كه از جنس ايشان نباشد و به جهت اين تعجب كرده گفتند كه اى نوح نيستى مگر مانند ما در اكل و شرب و نكاح و غير آن از امورى كه بشر بدان محتاجست پس ترا چه مزيتى بر ما باشد تا موجب اختصاص نبوت بود به تو نه بما
وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا
و ما نمىبينيم كه متابعت كرده باشند ترا مگر آنان كه ايشان فرومايگان و خسيسان مايند
بادِيَ الرَّأْيِ
در ظاهر نظر يعنى به تو ايمان آوردند بىآنكه تفكر و تامل كنند در كار تو و حقيت و بطلان ايشان بر تو ظاهر شود يا آنكه هر كه در متابعان تو نكرد صفت رذالة در ايشان مشاهده كند و يا آنكه چون اتباع نوح از نعم دنيويه فانيه اعراض كرده دست از آن بازداشته بودند و همت خود را صرف كرده بودند بطاعت و عبادت كه سرمايه نعم باقيه أخرويه است و به جهت اين به فقر و فاقه سلوك ميكردند قوم نوح گفتند كه ما نمىبينيم متابعان تو را مگر اراذل
وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ
و نمىبينيم شما را يعنى تو را و پيروان تو را بر ما افزونى از كثرت مال و جاه در دنيا بشرف و حسب كه بدان متابعت شما بايد كرد و اذعان نبوت تو بايد نمود
بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ
بلكه گمان ميبريم شما را دروغگويان .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
گفت نوح ايقوم من مرا خبر دهيد اگر باشم بر حجتى هويدا و دليلى روشن و آشكارا از نزد پروردگار من كه بر صحت من گواهى دهد
وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ
و داده باشد خداى بخشايشى از نزديك خود كه نبوتست يا بينه واضحه بر آن
فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ
پس پوشيده ماند بر شما و حفص بضم عين و تشديد ميم خوانده يعنى پوشيده گردانيده شود آن حجت بر شما به جهت قلت تدبر شما در آن ملخص معنى آنست كه اگر گمان شما چنانست كه من كاذبم پس چگوئيد اگر من بر خلاف ظن شما باشم و بر حجتى روشن و معجزهء هويدا باشم از جانب خدا و شما تصديق من نكنيد بسبب آن از غايت عناد و انكار پس حال شما چگونه باشد
أَ نُلْزِمُكُمُوها
آيا آنهنگام الزام كنيم شما را بر قبول آن و باكراه و اجبار شما را بر آن داريم مراد نفى است يعنى الزام نكنيم شما را بر راه راست
وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ
و حال آنكه شما مر آن حجت را كاره و ناخواهندگانيد چه اكراه و اجبار منافى تكليف است پس