تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
خوان تا نظر در بدى عاقبت ايشان كرده از كفر و شرك تبرا نمايند پس ميفرمايد كه .
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ
و بخوان بر ايشان يعنى بر كفار مكه خبر نوح عليه السّلام را و ياد كن
إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ
چون گفت نوح مر گروه خود را يعنى آنها كه مشرك بودند
يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِي
ايگروه من اگر هست بزرگشده و گران شده بر شما اقامت من يعنى بودن من و طول مكث من در ميان شما يا قيام من بر دعوت در مدت متمادى چه بنص كلام ربانى حضرت نوح عليه السّلام نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت كرد و جفا و آزار ايشان تحمل فرمود و چون جفاى قوم بغايت رسيد و در صدد قتل او شدند گفت ايقوم اگر بر شما شاق ميگذرد مكث من در ميان شما
وَ تَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ
و پند دادن من مر شما را بعلامتهاى روشن بر وحدانيت خدا و تصديق نانموده مرا ميرنجانيد
فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ
پس بر خدا توكل كردم و اعتماد كل بر او نمودم در دفع كيد شما و نصرت من بر اعداء و چون اعتماد كلى بر خدا كرده‌ام و هر كار خود را به او بازگذاشته‌ام
فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ
پس همه باتفاق فراهم آريد كار خود را با شريكان خود
ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً
پس بايد كه نباشد كار شما در قصد من بر شما پوشيده يعنى در خفيه بر هلاك من كيد مكنيد بلكه آشكارا در هلاك من سعى كنيد بخفيه متوجه دفع من مشويد
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
پس ادا كنيد و برسانيد به من آنچه ميخواهيد يعنى آنچه از او داريد در وادى من بجاى آوريد
وَ لا تُنْظِرُونِ
و مرا مهلت مدهيد در كار من تا زودتر خلاصى يابيد از مشقت مقام و محنت كلام من كه من اصلا از آن انديشه ندارم و توكل بر خداوند خود كرده‌ام و بالكليه كار خود را به او باز گذاشته‌ام پس از كيد و ضرر و ايذا و آزار شما چه انديشه دارم اينسخن دليل است بر آنكه نوح عليه السّلام در مقام توكل ثابت قدم بود و اعتماد تمام به حضرت ملك علام داشته و ميخواسته كه قوم او بدين معنى پىبرده قدم در طريق متابعت او نهند ايشان از غايت عناد و فرط جهالت از قول وى اعراض گردند و چون نوح عليه السّلام اعراض ايشان دريافت فرمود كه .
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ
پس اگر روى بگردانيديد و از قبول قول من اعراض كرديد
فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ
پس من نخواستم از شما بر اداى رسالت خود هيچ مزدى كه باعراض شما از من فوت شده باشد بلكه ضرر آن بشماست
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
نيست مزد من بر اداى رسالت مگر بر خدا و او مرا به آن ثواب خواهد داد خواه شما ايمان آوريد خواه نه
وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
و فرموده شده‌ام به آنكه باشم از گردن نهادگان مرحكم خداى را پس خلاف امر او نكنم و اجر رسالت خود را از غير او نجويم .
فَكَذَّبُوهُ
پس بدروغ داشتند قوم نوح مر او را يعنى اصرار
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 298 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى