تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
سالى و حق تعالى به اين وعده وفا فرمود و اصناف مردمان را از اقطار زمين متوجه زمين حرم ساخت تا بانواع تجارت به آن جا ميروند و بارانرا بايشان فرستاد تا انواع نباتات و اصناف فواكه در نواحى حرم روئيده شد و توفيق اهل تباله و جده و صنعا داده اسلام آوردند و از براى ايشان انواع غلات و امتعه بدان صوب مىآوردند و معامله ميكردند مع ذلك فتح بلاد شرك كرامت فرمود تا از غنايم غنى شدند
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ
بدرستى كه خدا داناست باحوال بندگان
حَكِيمٌ
حكم كننده بتحقيق آمال ايشان و منع و عطا كننده بر وفق حكمت و مصلحت ايشان چه حكمت و مقتضى آنست كه درى ببندد و درى بگشايد و بعد از ذكر مقاتله بت‌پرستان بمحاربه اهل كتاب امر مىكند و ميفرمايد .
قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
كارزار كنيد ايمؤمنان و بكشيد آنانرا كه ايمان ندارند به خدا يعنى يهود كه بتشبيه قايلند و نصارى كه به تثليث إله اعتقاد دارند
وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
و نميگروند بروز قيامت و باحوال آن كما ينبغى چه يهود ميگويند كه در بهشت اكل و شرب نخواهد بود و نصارى بمعاد جسمانى اعتقاد ندارند و معتقد هر يك آنست كه بهشت مخصوص باشد بايشان و آتش دوزخ مس ايشان نكند پس ايمان ايشان بروز آخرت چنانچه بايد نباشد
وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ
و حرام نميدارند آنچه حرام كرده است خدا از خمر و خنزير
وَ رَسُولُهُ
و آنچه حرام كرده است رسول او يعنى حرام نميدارند آنچه حرمت او بكتاب و سنت ثابت شده و يا معتقد امر پيغمبر خود نيز نيستند و مرتكب امورى ميشوند كه در مذهب ايشان حرام است
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
و نميپذيرند دين حق را كه اسلام است
مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
از آنان كه داده شده‌اند كتاب تورية و انجيل اين بيان الّذين لا يؤمنون است يعنى با كفار اهل كتاب مقاتله كنيد
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ
تا وقتى كه بدهند جزيه را
عَنْ يَدٍ
از دست خود يعنى هر يك جزيه مال را بدست خود بدهند نه و كيل در اين باب تعيين كنند تا موجب سبب خوارى و مذلت ايشان باشد
وَ هُمْ صاغِرُونَ
و حال آنكه ايشان خوارشدگان باشند چه حكم شرع آنست كه جزيه بدست خود دهند و ننشينند تا وقتى كه تسليم آن كنند بعد از آن از اقوال شيعه اهل كتاب خبر ميدهد كه .
وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ
و گفتند يهودان كه عزير پسر خداست و قايل اين قول متقدمين يهود بودند و يا آنكه در مدينه بودند و عزير بن شرحيا از نسل يعقوب است از سبط لاوى و بچهارده پشت بهارون بن عمران ميرسد و در وقتى كه بخت النصر بر يهود مستولى شد و اكثر ايشانرا بكشت و همه مصاحف تورية را بسوخت