تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شيطان در صدد وسوسه شود و خواهد كه تو را بر غضب دارد و منع ملاطفت كند نسبت به كسانى كه ايذاء و آزار به تو رسانيده باشند
فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ
پس پناه گير به خدا از شر او تا تو را از مكر و وسوسهء او نگاه دارد از بعضى علماء مرويست كه نزغ اول وسوسه است و مقدمه آن و مس نيست مگر بعد از تمكن و جاى گرفتن آن در نفس و لهذا حق تعالى اول را نسبت بپيغمبر داد و فرمود و امّا ينزغنك و ثانى را نسبت داد بساير مردمان كه و اذا مسّهم طائف من الشّيطان و نزد بعضى صورت خطاب به حضرت است و مراد امتند چه انبياء از وساوس شيطانى معصوم و محفوظند پس بهر يك از امت ميگويد كه چون وسوسهء شيطانى تو را از جاى در آرد و بخلاف عفو دارد پس پناه گير به خدا
إِنَّهُ سَمِيعٌ
بدرستى كه خدا شنواست پناه گرفتن ترا
عَلِيمٌ
دانا به آنچه صلاح تو در آنست يا سميع است باقوال آنكه به تو اذيت مىرساند عليم است بافعال او پس ويرا بر آن مجازات دهد بعد از آن در بيان حال متقيان ميفرمايد كه .
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا
بدرستى كه آنان كه پرهيز كردند از معاصى و شرك يا بترسيدند از حق تعالى
إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ
چون برسد بديشان وسوسه و مكرى فرو آينده در خواطر از جانب شيطان
تَذَكَّرُوا
ياد كنند خداى را و از وعيد او انديشه نمايند
فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
پس ايشان بينندگان باشند راه صواب را بسبب ياد كردن موقع خطا و مكايد شيطان پس احتراز كنند از او .
وَ إِخْوانُهُمْ
و برادران شياطين يعنى كافران كه نميپرهيزند از وسوسه و نميترسند از خدا
يَمُدُّونَهُمْ
ميكشند شياطين ايشان را
فِي الغَيِّ
در گمراهى و غوايت بآراستن معاصى در نظر آنها
ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
پس باز نمىايستند از اضلال ايشان و دست از اغواى ايشان باز نميدارند و يا كافران نميپرهيزند از گمراهى و خود را باز نميدارند از آن .
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ
و چون نيارى تو بكافران آيتى از قرآن كه ايشان از روى عناد از تو ميطلبند
قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها
گويند چرا فراهم نبافتى آن آيه را از نزد خود همچو ساير آنچه قرائت ميكردى در تبيان آورده كه اهل مكه از روى تعنت و اقتراح آيتهاى قرآنى ميطلبيدند تا آنحضرت از آوردن آن عاجز شود و چون در نزول آن تاخير واقع شدى از روى استهزاء گفتندى چرا خود انشاى آن نميكنى چنان كه ديگر آيتها اين آيه آمد كه چون آيتى از قرآن كه اقتراح ميكنند آن را نمىآرى گويند چرا بر هم نبافتى
قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ
بگو جز اين نيست كه من پيروى ميكنم
ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي
آن چيزى را كه وحى كرده
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 172 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى