سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ
زود باشد كه بر وجه خذلان و فرو گذاشت بگردانم از آيتهاى قدرت خود و باز دارم آنانرا كه تكبر ميكنند
فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
در زمين بدون استحقاق يعنى آياتى كه بسبب آن طالبان راه حق مهتدى ميشوند آن را از اهل عناد و استكبار باز دارم از روى تخليه و ايشانرا بر حالت عناد خودشان باز گذارم چه علم من تعلق گرفته به اين كه ايشان از غايت عنادى كه دارند تفكر در آيات من نكنند تا راه يابند و بجهة اين آيات هاديه را از ايشان منع كنم
وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ
و اگر ببينند اين سركشان معاند هر نشانهء كه دلالت بر وحدانيت من و صدق انبياى من كند
لا يُؤْمِنُوا بِها
نگروند بدان به جهت فرط عناد و تكبر
وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ
و اگر ببينند راه راست و طريق هدايت كه معجزهء داله است بر سبيل حق
لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا
آن را راه خود نگيرند يعنى در آن سلوك نكنند و پيروى ننمايند
وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا
و اگر ببينند راه گمراهى و كجى را آن را راه خود گيرند و پيروى كنند
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ
آن عدم تتبع سبيل رشد و پيروى راه باطل بسبب آنست كه ايشان
كَذَّبُوا بِآياتِنا
تكذيب كردند آيتهاى ما را از معجزات و كتب منزله
وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ
و بودند از نظر كردن در آن به نظر اعتبار و تفكر بيخبران مراد از غفلت و اعراض و عناد است يعنى ميدانستند و اعتراف بحقيت آن نميكردند .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و آنان كه تكذيب كردند آيتهاى ما را كه قرآنست يا مطلق دلائل ما
وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ
و بدروغ شمردند رسيدن بسراى آخرت و مشاهدهء ثواب و عقاب
حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
باطل و تباه گشت عملهائى كه در اين جهان كردند يعنى در آخرت به آن منتفع نشوند چه آن اعمال نه بر نهجى كرده باشند كه بر آن مستحق ثواب شوند
هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ
آيا جزا داده شوند مگر جزاى آنچه بودند كه در دنيا ميكردند و بعد از آن عود كلام بقصهء بنى اسرائيل و به آنچه احداث آن كردند نزد خروج موسى بميقات و فرمود كه .
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ
و فراگرفتند گروه موسى از پس رفتن موسى بطور
مِنْ حُلِيِّهِمْ
از پيرايهاى ايشان يعنى از پيرايهائى كه از قبطيان بعاريت گرفته بودند و در تصرف ايشان بود
عِجْلًا جَسَداً
گوساله را كه محض بدن بود بىآنكه روح داشته باشد يعنى