تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
بر صحّت چيزى و يا بر فساد چيزى و گفتند : بيان آن باشد كه معنى به او ظاهر شود عند ادراك بصر يا ادراك سمع و آن از پنج وجه بود از لفظ و خطّ و عقد الاصابع و اشارت و هيئتى ظاهر بر حاسّه چون اعراض و اقبال و بشر و تقطيب « 1 »
[ إِنَّا جَعَلْناهُ ]
ما قرآن را عربى گردانيديم يعنى بر لغت عرب فرستاديم و بر طريقه و نهاد كلام ايشان نظم كرديم با اين همه كه چنين است خلايق عاجزند از آنكه مثل او چيزى بيارند و بگويند . آيت را دليل است بر حدوث قرآن از آنجا كه گفت : ما اين قرآن را عربى گردانيديم و ديگر آنكه گفت : بر لغت عرب و منهاج و طريقهء ايشان ، و لغت عرب باتّفاق محدث است قديم نيست .
[ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ]
براى آن چنين كرديم تا شما انديشه كنيد و عقل را كار بنديد تا مضمون آن بدانيد و بدان منتفع شويد و
[ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ ]
بدرستى كه اين قرآن در لوح محفوظ كه نزديك ماست يعنى جائى كه جز خواصّ حضرت ما را از فرشتگان بر آن اطّلاع نيست او رفيع الشّأن و بلند قدر و بلند مرتبه است و از كتابهاى ديگر رفيع‌تر و عالىتر است براى آنكه معجزه است و بدرجهء علياست از فصاحت ؛ و محكم است و دور از آنكه تناقض بوى راه يابد . آنگه خطاب كرد با كافران و گفت :
[ أَ فَنَضْرِبُ ]
« 2 » هى « 3 » شما را مهلت دهيم ؟ ! و پس ذكر را كه قرآنست از جانب شما بگردانيم و شما را برين كفر خلاف بگذاريم ؟ ! براى آنكه شما اسراف كنندهء و از حدّ در گذرنده‌ايد ؛ قتاده گفت : يعنى ما قرآن فرستادن رها كنيم براى آنكه
هامش
( 1 ) - در چند نسخه : « و نشر و تغطيه » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين از فصيحات قرآن است عرب كسى را كه از كارى بازايستد گويد : أعرض عنه صفحا و أضرب عنه و ضرب عنه صفحا ؛ و اصل كمه از آنجاست كه چون كسى اعراض كند از كسى صفحهء گردنش پديد آيد قال كثير :صفوحا فما تلقاك الّا بحيلة * فمن ملّ منها ذلك الوصل ملّتو يقال : ضربت عن كذا اذا امسكت عنه ( تا آنكه گفته ) أ فنضرب عنكم ؛ و اصل كلمه از آنجاست كه آن كس كه خواهد كه چهار پاى از راه بگرداند بضرب بگرداند و قوله [ صفحا ] مصدرى است لا من لفظ الفعل اراد أ فنصفح صفحا و نضرب ضربا كقولهم أعجبنى حبا شديدا » . ( 3 ) - « هى » طبق استعمال اين مفسّر ( ره ) بمعنى « آيا » است .