فرزندان مادينه بخشد و آن را كه خواهد نرينه و پسرينه دهد ؛ و آن را كه خواهد از بندگان خود هم پسرينه دهد و هم دخترينه ؛ و آن را كه خواهد هيچ فرزند ندهد نه از دخترينه و نه از پسرينه ؛ عقيم و نازاينده اش گرداند . واثلة بن الاسقع « 1 » گفت : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه : از خجستگى زن آن باشد كه اوّل دختر زايد آنگه پسر ؛ نبينى كه حقّ تعالى در باب منّت ابتدا بدختران كرد گفت :
[ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ ]
اسحاق بن بشر گفت : آيت در حقّ پيغمبران آمد خاصّ آنگه عامّ شد در همهء خلقان
[ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً ]
لوط پيغمبر را خواست كه وى همه دختر داشت
[ وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ ]
نوح را يا ابراهيم را كه همه پسر داشت
[ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً ]
رسول ما را خواست كه ويرا هم پسر بود و هم دختر
[ وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً ]
عيسى را و يحيى را خواست كه ايشان را هيچ فرزندى نبود
[ إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ]
او عالمى تواناست مصالح بندگان خود ميداند و صلاح ايشان مىشناسد و كار هر يك بر وفق صلاح وى ميراند .
[ وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ]
گفتهاند كه : سبب نزول آيت آن بود كه جهودان گفتند : اگر محمّد پيغمبرست چرا خداى تعالى با وى سخن نميگويد بىواسطه يا خداى را نبيند معاينه چنان كه موسى ديد و شنيد ؟ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : موسى خداى را نديد و وحى چنان كند كه مصلحت داند . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : هيچ آدمى را نباشد كه خداى با وى سخن گويد مگر بيكى ازين سه وجه يا بوحى و اين الهام بود كه خداى تعالى دهد و در دل پيغمبرى اندازد آنچه خواهد چنان كه داود را زبور الهام كرد و ابراهيم را در خواب بنمود ذبح فرزندش ، يا وى
هامش
( 1 ) - خزرجى در باب التفاريق از خلاصهء تذهيب الكمال گفته ( ص 350 ) :
« واثلة بن الاسقع بقاف بعد المهملة اليّثىّ من اهل الصّفّة ؛ شهد تبوك له ستة و خمسون حديثا ، انفرد له البخارىّ بحديث و مسلم به آخر ؛ و عنه بناته فسيلة و جميلة و اسماء و بسر بن سعد و بسر بن عبيد اللّه الحضرمىّ ؛ قال ابن معين : توفي سنة ثلاث و ثمانين » و در منتهى الارب در مادّهء « و ث ل » گفته : « واثلهء ليثى كه حجر اسود را سپيد ديد و پسرش ابو طفيل عامر و واثلة بن اسقع و واثلة بن خطّاب و ابو واثلهء ندبى صحابيانند » .