مناند . از صادق عليه السّلام روايت است از پدرانش از امير المؤمنين كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت :
بهشت حرام است بر آنان كه بر اهل البيت من ظلم كنند و عترت مرا رنجانند ، و هر كس كه او نيكوئى كند با يكى از فرزندان عبد المطّلب و او مكافات نتواند كردن او را من مكافات كنم روز قيامت . مقسم « 1 » روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه . روزى : ميان انصاريان و قريش سخنى ميرفت عبّاس آمد و گفت : شما بر ما فخر مىكنيد ؟ ! بهر حال فضل ما راست بر شما ؛ رسول ( ص ) بشنيد برخاست و بيامد و انصار را گفت : يا معشر الانصارنه شما ذليل بوديد خداى تعالى شما را به من عزيز گردانيد ؟ - گفتند : بلى يا رسول اللّه ، آنگه گفت :
نه شما گمراه بوديد خداى تعالى شما را به من هدايت كرد ؟ - گفتند : بلى يا رسول اللّه آنگه گفت : جواب نميدهيد مرا ؟ - گفتند : يا رسول اللّه گفتيم كه : دست منّت « 2 » تراست بر ما ، گفت : شما نيز بگوئيد : نه ترا قومت براندند ما ترا با خود گرفتيم ؟ ! و ترا دروغ زن داشتند ما ترا تصديق كرديم ؟ ! و ترا مخذول كردند ما ترا يارى كرديم ! ؟ گفتند : يا رسول اللّه تن و جاى ما فداى تو است اگر خواهى تا جملهء مالهاى خود بياريم و ترا حاكم « 3 » كنيم در آن ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ]
بگوى كه : از شما براى اداى رسالت مزدى نميخواهم مگر مودّت اهل بيت و خويشان خويش .
و مودّت آل محمّد مزد اداى شريعت و قيام كردن با عباى رسالت نباشد « 4 » و مزد
هامش
( 1 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال در فصل التفاريق از حرف الميم گفته ( ص 341 ) :
« مقسم بكسر اوّله و سكون ثانيه ابن بجرة بضم الموحّدة او ابن نجدة بنون مولى عبد اللّه بن الحرث بن نوفل عن عائشة و امّ سلمة و لزم ابن عباس فنسب اليه بالولاء و عنه ميمون بن مهران و الحكم بن عتيبة و طائفة قال ابو حاتم : لا بأس به ، قال ابن سعد : توفي سنة احدى و مائة » ليكن در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) « مقيم » چاپ شده است .
( 2 ) - در غالب نسخ : « منّ » بفتح ميم و تشديد نون كه آن نيز بمعنى « منّت » ( بكسر ميم و فتح و تشديد نون ) مىباشد ضبط شده است .
( 3 ) - در بعضى نسخ « به حكم » و آنچه در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) به صورت « محكم » ( ج 4 چاپ اول ص 571 س 11 ) به نظر ميرسد محرّف آنست .
( 4 ) - اين عبارت يعنى « و مودّت آل محمّد مزد اداى شريعت و قيام كردن با عباى رسالت نباشد » ردّ است بر ضحّاك و اتباعش كه گفتهاند : آيهء« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »منسوخ است پس بهتر آنست كه نصّ عبارت شيخ بزرگوار ابو الفتوح رازى ( ره ) را در اينجا بياوريم و آن اين است ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 571 س 16 ) :
« و قومى گفتند : اين آيت منسوخ است براى آنكه اين آيت بمكّه آمد و رسول را در مكّه يارى و ناصرى نبود خداى تعالى فرمود كه : او را و اهل بيت او را دوست دارند چون بمدينه آمد و انصاريان يار او شدند خداى تعالى خواست تا حكم او در اين باب حكم پيغمبران مقدم باشد چون گفتند :وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ *حكاية از نوح و هود و صالح و لوط و شعيب عليهم السّلام اين آيت را بفرستاد :قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ، إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ، و قوله :قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَو قوله :أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ *. . . ،أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ؛ اين آيتها اين آيت منسوخ بكرد و اين قول ضحّاك است و اين قولى است سخيف و ضعيف و نامرضى و دليل است بر جهل قائلش براى آنكه او گمان برده است كه دوستى آل محمد صلّى اللّه عليه و آله بر حقيقت مزد آل نبوّت است و اين نه چنين است براى آنكه مزد اداء شريعت و قيام با عباء رسالت جز ثواب مؤبّد نباشد مقرون بغايت اعظام و اجلال ، و مودّت اهل البيت خود تكليفى است از خداى تعالى بر ما كه بر آن مستحّق ثواب باشيم و تكليف ما چگونه ثواب رسول باشد بر سختتر تكليفى ؟ ! و او را در آن چه نفع و خير باشد ؟ ! پس چون اين باطل است بادلهء عقل و سمع معلوم شد كه [ الّا ] در آيت استثناء منقطع است و چون چنين بود جمع توان كردن ميان آيات ، و جملهء آيات محكم باشد نه آن ناسخ باشد و نه اين منسوخ ، و حكم همه بر جاى باشد . ثعلبى امام اصحاب حديث در ابطال اين قول گفت : دوستى اهل بيت و تقرّب به آن بخداى از جملهء اصول دين و اركان مسلمانى است و سر طاعات و سبب تحصيل رضاى خداى ؛ چگونه توان گفت كه : منسوخ است ؟ ! آنگه گفت : دليل ديگر بر بطلان اين قول آنست كه ابو محمد عبد اللّه بن طاهر الاصفهانى روايت كرد باسنادش از جرير بن عبد اللّه البجلى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من مات ؛ الحديث ، پس چون اخبار مانند اين بسيار است محال باشد اين آيه در قرآن منسوخ باشد و سنّت و اخبار چنين مؤكّد » .