كرده شد عزيمتى و سنّتى و قضائى از وى در خرابى اين هر دو شهر و قيل
[ حم ]
اى حمّ [ عين ] عدل اى عدلا منه [ سين ] سيكون [ قاف ] واقع بهما اى بالمدينتين و مانند اينست آنچه جرير بن عبد اللّه از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه مدينهء بنا كنند ميان دجله « 1 » و دجيل « 2 » و قطر بلّ « 3 » و صراة « 4 » جبّاران اهل زمين آنجا گرد شوند و مالهاى عالم آنجا جمع كنند خداى تعالى آن شهر را به زمين فرو برد با اهلش ابو الجواز « 5 » از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه : [ عين ] عذاب است [ سين ] مسخ است [ قاف ] قذف است و بيان اين قول خبرى است كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كردند كه چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله دلتنگ شد گفتند :
يا رسول اللّه چرا دلتنگى ؟ - گفت : مرا خبر دادند ببلائى كه بامّت « 6 » من فرود آيد خسف و مسخ و قذف و آتشى كه ايشان را جمع كند و بادى كه ايشان را به دريا اندازد « 7 » بكر بن عبد اللّه المزنى گفت : [ حا ] حربى باشد ميان قريش و موالى ؛ دست قريش را باشد بر موالى [ ميم ] ملك بنى اميّه است [ عين ] علوّ عبّاسيان است [ سين ] سناء مهدى است و [ قاف ] قوّت عيسى عليه السّلام كه از آسمان فرود آيد و ترسايان را بكشد و كليساها را خراب كند . سعيد جبير گفت : [ حا ] از رحمن است [ ميم ] از مجيد
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « دجله بالفتح و الكسر معرفة نهر بغداد » .
( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « دجيل كزبير شعبهء است از دجلهء بغداد » .
( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « قطربل بالضم و تشديد الموحّده و بتخفيفها مشدّدة الّلام دو موضع است يكى از آن بعراق كه مى را بدان منسوب كنند » .
( 4 ) - در منتهى الارب گفته : « صراة نهريست بعراق » و در مراصد گفته كه « بفتح صاد است » .
( 5 ) - در بعضى نسخ « ابو الجوزاء » و در بعضى ديگر « ابو الجرزى » .
( 6 ) - در بعضى نسخ : « بامتّان » .
( 7 ) - در بعضى نسخ : « ريزد » .