احد شهادت يافت ، و جعفر بن ابى طالب كه بمؤته « 1 » شهيد شد .
راويان اخبار گويند : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وى را نامزد اين جنگ كرد وصيّتش كرد بتقوى و احتياط و حراست لشكر و صبر كردن بر كارزار ، او برفت تا بمؤته رسيد دشمن پيش آمد ؛ آنجا در كارزار گرفتند ، چون چند تن را از بزرگان لشكر بكشتند او رايت بدست گرفت و بنفس خود كازار ميكرد جبرئيل عليه السّلام بيامد و رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داد .
و بيك روايت او را بكوهى بلند برد و حجاب از ميان برداشت ؛ و حق تعالى شعاع بصر او قوى گردانيد تا او مينگريد و معركهء ايشان ميديد و مبارزت شجاعان تا آنكه جعفر بيرون آمد رايت بدست گرفته ، و كارزار ميكرد تا چند مبارز را بيفكند آنگه ملعونى در آمد و تيغى بزد و دست راست او را بيفكند او رايت بدست چپ گرفت و كارزار ميكرد و ميگفت « 2 » :
لا بأس لى ان قطعت يمينى * معى شمالى و أقوّى دينى
ملعونى ديگر درآمد و ضربتى بزد و دست چپش بيفكند او طمع از خود برداشت و روى بمدينه آورد و گفت : السّلام عليك يا رسول اللّه سلام مودّع لا سلام زائر ؛ و اين بيتها بگفت « 3 » :
أقر السّلام على النّبىّ و قل له * انّ ابن عمّك قد ثوى مقتولا
بأسنّة الكفّار تحت عجاجة * تسفى عليه به الرياح مهيلا
قطعت يداه و فصّلت أوصاله * منه و زايلت الوصول وصولا
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب در مادّهء [ م ء ت ] گفته : « مؤته بالضمّ جائى است بمشارف شام كه جعفر بن أبى طالب رضى اللّه عنه در آنجاى شهيد شد و در آن موضع در قديم شمشير ميساختند » سهيلى در الروض الانف گفته ( ج 2 ؛ ص 256 ) : « و هى مهموزة الواو و هى قرية من أرض البلقاء من الشام ، و أمّا الموتة بلا همز فضرب من الجنون » طالب تفصيل بمعجم البلدان و كتب مغازى و سير كه در رأس آنها سيرهء ابن هشام قرار گرفته است و بكتب ادب و لغت مفصّله مراجعه كند .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بعد از بيت متن اين دو بيت نيز هست :اليوم يبدو غرر السّمين * و يعرف المهزول بعد حينأنا أبو الشبل و ذو العرنين * أخو النبىّ المصطفى الامين( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء اين دو بيت :أجلى العداة و غادروه بقفرة * لا يستطيع مع الغزاة قفولافاليك يرسل بالسّلام مودّعا * يا خير من بعث الاله رسولا.