عرش است نزل ايشان باشد و [ نزل ] آن باشد كه پيش آينده نهند « 1 »
[ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ]
بجزاى آنچه ايشان كردند در دنيا از طاعت و فرمانبردارى .
[ سوره السجده ( 32 ) : آيات 20 تا 22 ]
وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 20 ) وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 21 ) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ ( 22 )
و امّا آنان كه فاسق شدند و از فرمان خداى بيرون آمدند جاى ايشان آتش دوزخ است هرگاه كه خواهند كه بيرون آيند از آنجا ايشان را اعادت كنند و بازپس برند و گويند ايشان را : بچشيد عذاب آتشى كه شما آن را تكذيب ميكرديد و بدروغ ميداشتيد . آنگه گفت :
[ وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ ]
و هر آينه بچشانيم ايشان را از عذاب نزديكتر و كهتر بجز از عذاب بزرگتر و مهتر . ابىّ كعب و ضحّاك و غير ايشان « 2 » گفتند : [ عذاب أدنى ] رنجها و مصائب و بيماريها و بلاهاى دنياست . عبد اللّه مسعود گفت : قتل روز بدر است . مقاتل گفت : قحط است كه در مكّه بود هفت سال ؛ تا مردم هر مردار و استخوان و آنچه مييافتند ميخوردند . مجاهد گفت : عذاب گور است . و [ عذاب أكبر ] عذاب دوزخ است باتّفاق « 3 » ، محمّد باقر عليه السّلام گفت : [ عذاب أكبر ] خروج مهدى آل محمّد بود بر ايشان .
[ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ]
اين همه براى آن كنيم تا بود كه باز آيند و توبه كنند و اختيار ايمان و طاعت كنند تا عذاب اكبر از ايشان دفع شود . آنگه گفت :
[ وَ مَنْ أَظْلَمُ ]
كيست ظالمتر و ستمكارتر از آنكس كه او را وعظ گويند و پند دهند بآيات خداى وى ؛ پس آنگه عدول كند او از آن و روى بگرداند و گناه كند و كفر آورد ، آرى ما از گناهكاران انتقام كشيم و كينه باز خواهيم .
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « نزل بالضمّ و بضمّتين منزل و فرودگاه و آنچه پيش مهمان فرود آينده نهند از طعام و جز آن » .
( 2 ) - مراد به « غير ايشان » بنابر تصريح ابو الفتوح ( ره ) أبو العالية و حسن و ابراهيم است .
( 3 ) - اين اتفاق بقرينهء روايت باقرى مربوط باختلاف كنندگان سابق الذكر خواهد بود .