تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
[ وَ جَعَلْناهُ ]
و ما موسى را هادى و راهنماى بنى اسرائيل كرديم « 1 » و از ايشان امامانى و مقتدايانى كرديم كه ايشان را راه نمايند به آنچه در توراة است از دين و شريعت بأمر و فرمان ما آنگه كه صبر كردند بر رنج و مشقّت يعنى اگر شما نيز صبر كنيد از شما نيز امامان كنيم چنان كه از بنى اسرائيل كرديم چون صبر كردند و ايشان بآيات ما بر يقين بودند و در شكّ نبودند آنگه رسول خود را گفت كه : اى محمّد خداى تو فصل كند و جدا گرداند و حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه ايشان خلاف ميكردند .
هامش
( 1 ) - فائدة - ز مخشرى در كشاف بعد از تفسير آيهء[ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ ]گفته : « و قيل : انّما جعل اللّه التّوراة هدى لبنى اسرائيل خاصّة و لم يتعبّد بما فيها ولد اسماعيل عليه السلام » نگارنده گويد : اين قول بسيار قوى است و گروهى از علماى ما رضوان اللّه عليهم نيز از قبيل محدّث كاشانى و علّامهء مجلسى و بعضى از مشايخ نگارنده به اين معتقدند و اخبار بسيارى نيز دلالت بر آن مىكند و اگر نه چنين باشد لازم ميآيد كه آباء و اجداد پيغمبر اكرم ( ص ) و أمير المؤمنين ( ع ) كافر باشند زيرا كه بصراحت أدلّهء متقنه ايشان تابع شريعت حضرت ابراهيم بوده‌اند و پيغمبران بنى اسرائيل بايشان مبعوث نبوده‌اند بلكه قلمرو بعثت ايشان بنى اسرائيل بوده است و بس ؛ علامهء مجلسى ( ره ) در فصل دوّم از جلد اوّل حياة القلوب كه در بيان عدد انبيا و اصناف و اوصياى ايشان است گفته : « بسندهاى معتبر از حضرت موسى بن جعفر و حضرت امام زين العابدين عليهما السلام منقول است كه هر كه خواهد كه با او مصافحه كند روح صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بايد كه زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را در شب نيمهء شعبان كه ارواح انبياء در اين شب از خدا مرخّص ميشوند براى زيارت آنحضرت و پنج نفر ايشان اولو العزم از پيغمبرانند كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد صلّى اللّه عليه و آله و عليهم اجمعين‌اند پرسيدند كه : معنى اولو العزم چيست ؟ - فرمود كه : يعنى مبعوث گرديده بودند بمشرق و مغرب زمين و بهمهء جنّ و انس . مترجم گويد كه : اين حديث دلالت مىكند بر آنكه موسى و عيسى عليهما السلام مبعوث بر كافّهء خلق بوده‌اند و احاديث ديگر دلالت مىكند بر آنكه ايشان بر بنى اسرائيل مبعوث بوده‌اند و بعد از اين ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد ، و در اينكه اين پنج نفر اولو العزم بوده‌اند احاديث بسيار وارد شده است و در ميان عامّه در اين باب خلاف بسيار هست و ظاهر اخبار و مشهور ميان اصحاب آنست كه اولو العزم آن پيغمبرانند كه شريعت ايشان نسخ كند شريعت پيغمبران گذشته را ( آنگاه بذكر احاديثى پرداخته كه دلالت بر آن دارد ) » و در آخر همين فصل در حديثى نقل كرده « پس حق تعالى فرستاد حضرت عيسى بن مريم را بسوى بنى اسرائيل و بس پس پيغمبرى او در بيت المقدس بود » و در اوائل حق اليقين ضمن نقل انعقاد اجماع اماميّه بر آنكه پدران پيغمبر خدا و ائمهء هدى همه مسلمان بوده‌اند بلكه همه انبيا يا اوصيا بوده‌اند گفته : « و عبد المطلب از اوصياء حضرت ابراهيم بود و همچنين پدرانش تا اسماعيل ( ع ) همه اوصيا بودند و ابو طالب پدر أمير المؤمنين بعد از عبد المطلب از اوصياى آن حضرت بود ( تا آخر بحث بسيار مفيد و دقيق او كه طويل الذيل است ) » و در جاهاى ديگر بيانات مبسوطترى دارد كه محصّل همهء آنها اينست كه بعد از حضرت ابراهيم منصب نبوّت باسحاق و اسماعيل رسيد و حضرت اسحاق از طرف خدا پيغمبر بود و همچنين حضرت اسماعيل ليكن نبوّت حضرت اسحاق و انبيا از اولادش ببنى اسرائيل منحصر بود پس موسى و عيسى عليهما السلام در اين عدادند ليكن اسماعيل عليه السلام و اولاد او تا زمان پيغمبر اكرم بر شريعت حضرت ابراهيم بوده‌اند و تابع پيغمبران بنى اسرائيل نبوده‌اند و با تأمّل در تواريخ اجداد پيغمبر اكرم و ائمّهء اثنا عشر عليه و عليهم السلام اين مطلب روشن و آفتابى مىشود فراجع ان شئت .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 296 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)