مال و ملك وى وى را باشد ، موسى چون اين بشنيد گفت : بار خدايا مال و ملك وى را نيز همه به زمين فرو بر ، فذلك قوله تعالى :
[ فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ ]
به زمين فرو برديم قارون را و سراى وى را ، و او را هيچ گروهى « 1 » نبود و لشكرى كه يارى وى كنند بدون خداى ، و او از جملهء آنان نبود كه انتقام تواند كشيدن از من يا از موسى .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 82 تا 83 ]
وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ ( 82 ) تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ( 83 )
و آنهائى كه تمنّاى حالت قارون ميكردند و جاه و منزلت و مال وى را بآرزو ميخواستند چون آن حالت بديدند و عذاب قارون را مشاهده كردند گفتند كه : واى ؛ ما اكنون بدانستيم كه خطا كرديم كه منزلت قارون خواستيم ، حال قارون به آن ميماند كه خداى تعالى كسى را كه مال ميدهد آن دليل نميكند بر كرامت وى نزديك خداى ، و كسى را كه نميدهد دليل نميكند بر مهانت و حقارت وى نزديك خداى ، روزى ميگسترد آن را كه ميخواهد ، و تنگ مىكند بر آنكه ميخواهد .
[ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا ]
اگر نه آنستى كه خداى منّت نهاد بر ما ما را نيز به زمين فرو بردى چنان كه قارون را به زمين فرو برد .
[ وَيْكَأَنَّهُ ]
وه چه مىماند اين حال به آنكه هيچ فلاحى و ظفرى نخواهد بودن كافران را به ثواب خداى و هيچ نجاتى از عقاب وى .
[ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ ]
آن سراى بازپسين كه سراى ثواب است براى آنان كردهايم و ساختهايم كه در زمين فساد نكنند و نخواهند و استكبار و علوّ نطلبند و نجويند چنان كه قارون جست .
از امير المؤمنين على عليه السّلام « 2 » روايتست كه : هر كه خواهد كه تا دوال نعلين وى بهتر باشد از دوال نعلين صاحبش او درين آيت داخل بود . فضيل چون اين آيت بخواندى گفتى : ذهبت الامانى ؛ جملهء آرزوها باطل و نيست گشت و عاقبت حميده و سر انجام پسنديده
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ فِئَةٍ ]جماعتى باشند كه مرد انقطاع كند بايشان تا يارى كنند او را ؛ اشتقاق او من : فأوت رأسه بالسّيف ؛ اذا شققته به » .
( 2 ) - از اينجا تا « قيام نمايند » در اين مورد از تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيست .