حقّ تعالى حكايت كرد از آنچه در آن روز گويند تا شنوندگان را ترغيبى نباشد بر عملى كه ثمرهء آن عمل اين باشد كه گويند : بدرستى كه اهل بهشت امروز در كارى و شغلىاند چگونه شغلى شغلى كه صفت آن در وهم هيچ واصف نگنجد و در عبارت هيچ قائل نيايد ابن عبّاس گفت اين شغل بلهو و طرب باشد ببكارت بردن دختران و شنيدن آواز و الحان كلبى گفت : از دوزخيان و عذاب ايشان مشغول باشند و پرواى ايشان ندارند و گفتند : بده چيز مشغول باشند بملكى بىعزل و جوانى بىپيرى و تندرستى بىبيمارى و عزّى بىذلّ و راحتى بىشدّت و نعمتى بىمحنت و بقائى بىفنا و زندگى بىمرگ و خشنودى بىخشم و انسى بىوحشت . طاوس گفت : اگر بدانند كه به اين نعمت از كه مشغولند نعمت بر ايشان منغّص شدى بعضى حكما را از معنى اين حديث پرسيدند كه : اكثر أهل الجنّة البله « 1 » گفت : من رضى عن اللّه بالجنّة فهو ابله اكثر أهل بهشت ابله براى آن باشند كه بنعمت از منعم مشغول باشند
[ فاكِهُونَ ]
شادان و خوش و خرّم باشند و خوشدل ، ايشان و زنان ايشان در سايههاى بهشت بر تختهاى آراسته تكيه زده
[ لَهُمْ فِيها ]
ايشان را باشد در بهشت هر ميوهء كه خواهند و ايشان راست در بهشت آنچه تمنّا كنند و آرزو خواهند و ايشان را سلام باشد از خداى تعالى كه پرورنده و مهربان است كه ايشان بگويند و از قبل حقّ بايشان رسانند يعنى خداى تعالى بريشان سلام كند بواسطه و هم بيواسطه
[ وَ امْتازُوا الْيَوْمَ ]
و جدا شويد و دور گرديد از مؤمنان اى كافران گناهكار و اين خطاب آنوقت باشد كافران را كه مؤمنان را حشر كنند و ببهشت برند ضحّاك گفت : هر كافرى را در دوزخ خانهء باشد كه در آن خانهاش كنند و درش ناپديد كنند كس را نبيند و كس وى را نبيند
[ أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ ]
آيا با شما عهد نكردم و شما را نفرمودم كه شيطان را نپرستيد شيطان شما را دشمنى هويدا و روشن است مرا پرستيد و طاعت من داريد كه پرستيدن من راه راست است .
هامش
( 1 ) توجيه لطيفى است در معنى اين حديث .