از حواريان عيسى ، اين سخن در ملك اثر كرد شمعون عند آن حال گفت : من شمعونم ، ملك را دعوت كرد و او ايمان آورد و جمعى بسيار از لشكرش ايمان آوردند محمّد بن اسحاق گفت : او ايمان نياورد و قصد كشتن ايشان كرد خبر به حبيب رسيد بتعجيل بيامد و بريشان انكار كرد و ذلك قوله
« وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ »
الايه
[ إِذْ أَرْسَلْنا ]
چون بفرستاديم باهل اين شهر دو مرد را يكى را نام ياروس بود و ديگرى را ماروس ايشان هر دو برفتند و دعوت كردند اهل انطاكيه ايشانرا تكذيب كردند ما آن هر دو را عزيز گردانيديم و غالب كرديم بسيّمى و آن شمعون بود پس گفتند آن رسولان كه : ما را بشما فرستادند برسالت و پيغامگزارى ، اهل انطاكيه گفتند : نيستيد شما مگر آدمى همچو ما و خداى ما نفرستاد هيچ چيزى و نيستند شما مگر دروغ زنان ، ايشان گفتند : خداى ما ميداند كه ما فرستادگانيم بشما و بر ما هيچ نيست الّا رسانيدن هويدا و روشن ، اهل آن شهر گفتند : ما بشما فال بد گرفتيم و شما را شوم گرفتيم اگر باز ناستيد شما را سنگسار كنيم يا بشما رسد از ما عذابى دردناك آن رسولان گفتند :
فال بد شما و شومى شما با شماست از كفر و معاصى ، شما قتاده گفت :
[ طائِرُكُمْ مَعَكُمْ ]
كردار بد و شومى شما با شماست
[ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ ]
اى اگر شما را ياد دهند و پند گويند شما اين جواب دهيد كه بشما فال بد گرفتيم ؟ ، و گفتند : اى اگر شما متّعظ شويد و انديشه كنيد بدانيد كه شومى با شماست بسبب كفر شما
[ بَلْ أَنْتُمْ ]
نه كه شما قوم مسرفانيد و از حدّ در گذشتگان از آنجا كه كسانى را كه بايشان تبرّك و تيمّن ميبايد كرد شما تشؤّم ميكنيد .
[ سوره يس ( 36 ) : آيات 20 تا 27 ]
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ( 20 ) اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ( 21 ) وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 22 ) أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ ( 23 ) إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 24 )
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ( 25 ) قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ( 26 ) بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ( 27 )