اين جماعت متّقيان و پرهيزگاراناند ايشان را باشد نزديك خداى ايشان آنچه خواهند و آرزو كنند و آن جزاى نيكوكاران است
[ لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ ]
تا باز پوشد و كفّارت كند خداى تعالى ازيشان بدترين آنچه كردند يعنى عقاب ايشان ساقط گرداند و جزا
هامش
- است مشتمل بر چهار بيت كه دو بيت اول آن اين است :أنا أخو المصطفى لا شكّ فى نسبى * معه رببت و سبطاه هما ولدىجدّى و جدّ رسول اللّه محمّد * و فاطم زوجتى لا قول ذى فندميبدى در شرح ديوان بيانات نفيسى در اين باره آورده است ( ص 264 نسخهء مطبوعه بسال 1285 ) و آخر بيانات او اين عبارت است : « و امام على بن احمد و احدى از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كند كه مرتضى اين ابيات ميخواند و پيغمبر مىشنيد پس تبسم فرمود و گفت :
صدقت يا على و گويند : يهودى دعوى شرعى با مرتضى داشت و او را در كوفه نزد شريح قاضى برد و چون بمجلس فرمود پهلوى شريح بنشست و گفت : اگر خصم من مسلمان بودى پهلوى او بنشستمى و اين ابيات بخواند » بايد دانست كه ديوان منسوب به آن حضرت محل بحث و مورد ردّ و قبول در ميان علماست از اين قبيل بيانات كه فراوان در فراوان است برميآيد كه غالب آن اشعار از آن حضرت است و از توقّف جماعتى ديگر از علما در تصديق صحت آن برميآيد كه اين طور نيست فيروز آبادى در قاموس در مادهء « ودق » گفته : « و ذات ودقين الداهية كأنها ذات وجهين و منه قول على بن أبى طالب رضى اللّه تعالى عنه :تلكم قريش تمنانى لتقتلنى * فلا و ربّك ما برّوا و ما ظفروافان هلكت فرهن ذمتى لهم * بذات ودقين لا يعفو لها أثرقال المازنى : لم يصحّ أنه تكلم بشىء من الشعر غير هذين البيتين و صوبه الزمخشرى رحمه اللّه تعالى » از كلام مازنى برميآيد كه او تكلم آنحضرت را به غير اين دو بيت بطور كلى حتى بعنوان تمثل نيز منكر است تحقيق اين سخن ميدان وسيعى لازم دارد و در بعضى از نوشتجات و تعليقات مطبوعهء خود گويا تعليقات نقض باشد به اين مطلب شرح داده و اقوال علما را نقل كردهام فراجع ان شئت .