[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 9 تا 10 ]
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 9 ) قُلْ يا عِبادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 10 )
يا آنكسى كه او استاده باشد و دعا كننده در نماز
[ آناءَ اللَّيْلِ ]
در ساعتهاى شب سجده كننده و قيام نماينده از آخرت حذر مىكند و مىترسد و برحمت خداى تعالى اميد ميدارد حال او و سر انجام او بهتر باشد يا سر انجام آنكس كه از آخرت ترسد و برحمت خداى تعالى اميد ندارد ؟ ! بگو اى محمّد كه : هيچ يكسان باشند آنان كه دانند و آنان كه ندانند ؟ ! هرگز عابد با فاسق راست باشد و عالم با جاهل ؟ ! يعنى نباشد .
[ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ ]
عالمان عاملاند كه بحقيقت عالماند ؛ كسى را كه بعلم عمل نكند ويرا عالم نخوانده است و از صادق عليه السّلام روايت است كه : « 1 »
[ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ ]
مائيم كه اهل بيت رسوليم
[ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ]
دشمنان مااند و اولو الالباب كه خداوندان خرد و عقلاند شيعهء مااند . آنگه رسول را خطاب كرد و گفت : بگوى اى بندگان كه ايمان آوردند بترسيد از خداى خود و از معاصى دور شويد
[ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا ]
آنانرا كه نيكوئى كردند در آخرت جزاى ايشان نيكوئى است و اگر در زمينى باشند كه در آن زمين عبادت نتوانند كرد بايد كه آن زمين را بگذارند زمين خداى تعالى فراخ است بزمينى ديگر روند و اگرچه مفارقت دوستان و ولايت بر شما سخت باشد ، صبر كنيد كه كسانى كه صبر كنند ايشان را مزدى بىحساب دهند . در خبرست كه : امير المؤمنين على عليه السّلام با قنبر شبى از شبها در كوچهء از كوچههاى كوفه ميگذشت از سرائى آوازى آمد كه كسى ميخواند
[ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً ]
قنبر گفت :
من باستادم و امير المؤمنين على عليه السّلام بگذشت باز نگريست مرا گفت : اى قنبر چرا استادهء ؟ - گفتم : يا امير المؤمنين آوازى حزين درين پارهء شب مىشنوم گفت : اى قنبر
هامش
( 1 ) اين روايت در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيست و مصنف از ساير كتب نقل كرده است .