تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مبالغت را ؛ ميگويد
[ تَنْزِيلُ الْكِتابِ ]
يعنى اين قرآن صادر است و واقع از خداى كه عزيز است و غالب ؛ حكيم است و گفتار و كردارش بر وفق حكمت و صواب باشد ، سخن آدميان نيست و نه سخن پريان ، سخن خداوند و آفريدگار جهانست و جهانيان ،
[ إِنَّا أَنْزَلْنا ]
بدرستى كه ما فرستاديم به تو اين كتاب را بحقّ و صدق
[ فَاعْبُدِ اللَّهَ ]
پس بپرست خدايرا خالص گردانيده « 1 » دين و طاعت براى وى ، خطاب ويراست « 2 » و جملهء مكلّفان در تحت خطاب داخل‌اند يعنى او را پرست باخلاص و به او شرك ميار كه دين و طاعت باخلاص خداى راست جلّ جلاله قتاده گفت : دين خالص كلمهء توحيد است و گفته‌اند : اعتقاد واجب است از توحيد و عدل و نبوّت و امامت و عمل بموجب شريعت و تبرّا از هر دينى كه جز از اين است
[ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا ]
و آنان كه بدون خداى تعالى دوستان و خدايان گرفتند گفتند : ما نپرستيم ايشان را مگر براى آن تا ما را بخداى تعالى نزديك گردانند و قربتى دهند سبب نزول آيت آن بود كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را ملامت ميكرد و ميگفت : جمادى كه ازو نفع و ضرّ و خير و شرّ نيايد از كجا مستحقّ عبادت باشد ؟ ! ايشان چه نعمت كردند براى شما و چه آفريدند ؟ ! گفتند : ما دانيم كه : آسمان و زمين را خداى تعالى آفريده است و ليكن عبادت ما خداى را نشايد ما اينان را براى
هامش
قوله تعالى[ تَنْزِيلُ الْكِتابِ ]الآية[ تَنْزِيلُ ]مرفوع است بخبر مبتدأ محذوف اى هذا القرآن تنزيل الكتاب ، و روا بود كه تنزيل مبتدا بود و[ مِنَ اللَّهِ ]در جاى خبر او بود و التقدير تنزيل الكتاب صادر من اللّه العزيز الحكيم حق تعالى قرآن را « تنزيل » نام نهاد و تنزيل مصدر است و اين مصدرى است در جاى مفعول براى مبالغه نحو قولهم رجل رضى اى مرضىّ و ماء سكب اى مسكوب و اگر قرآن را منزل گويند دليل كند بر حدوثش چون بر طريق مبالغه گويند اولى و احرى كه دليل حدوث كند يعنى اين كتابى است از خداى تعالى فرود آمده نه از كلام بشر است و نه از كلام جنّ و ملائكه بل كلام خداى عزيز است منبع غالب محكم كار درست كردار » . ( 1 ) كذا در نسخهء قديمى و در سائر نسخ : « گرداننده » . ( 2 ) در بعضى نسخ : « تراست » .