تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
كه جاى وى بود بنشست و بملك الموت گفت : تا ساعتى بياسايم ، چون ساعتى بنشست ملك الموت گفت : برخيز گفت : من نمىآيم تو برو كه مرا اينجا موافق است ، فتحا كما الى اللّه ؛ بحكومت پيش خداى رفتند ، خداى تعالى گفت : رها كن وى را كه اگر بليّات و محن و تكاليف دنيا مىبايست ديدن ؛ ديد ، و اگر مرگ بايست چشيدن ، چشيد ، و اگر احيا و اعادت بايست ديدن ؛ بديد ، و اگر بدوزخ گذر بايست كردن ؛ كرد ، و اگر در بهشت بجاى خود بايست رسيدن ؛ رسيد ، وى را رها كن كه بجاى خود نشسته است فذلك قوله تعالى :
[ وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ]
. چون خداى تعالى ذكر اين پيغمبران كرد درين سوره از زكريّا تا بادريس ؛ گفت : اين جماعت آن كسانىاند كه خداى تعالى برايشان نعمت كرد از پيغمبران با جاه و منزلت و رفعت از فرزندان آدم و از آنان كه ايشان را برداشتيم با نوح پيغمبر در كشتى و از فرزندان ابراهيم و يعقوب و از آنان كه ايشان را هدايت كرديم و راه نموديم باسلام يعنى ببيان و الطاف ، و ايشان را برگزيديم ،
[ إِذا تُتْلى ]
چون برايشان خوانند آيات خداى را سجده كنند و از خوف خداى تعالى ميگريند گفتند كه : اينان مؤمنان اهل كتابند چون عبد اللّه سلام و قوم او .

[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 59 تا 63 ]

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ( 59 ) إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً ( 60 ) جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا ( 61 ) لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا ( 62 ) تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا ( 63 ) چون حق تعالى ذكر پيغمبران و صالحان كرد و از گفتار و كردار ايشان خبر داد پس ذكر جماعتى كرد كه از پس ايشان بماندند گفت كه : بماندند از پس ايشان جمعى بازماندگان كه نماز را ضايع كردند و پيروى هواى نفس كردند ؛ گفته‌اند : اينان جهودانند كه از فرزندان پيغمبران بوده‌اند و نسبت بايشان داشتند و ليكن سيرت و عمل ايشان نداشتند ، مجاهد و قتاده گفتند كه : آيت درين امّت آمد كه ايشان نمازهاى فريضه رها كنند
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 37 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)