تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
از سرما هلاك شدى . ابراهيم را در راه فريشتگان بازو گرفتند و آهسته آهسته به زمين نهادند و خداى تعالى چشمهء آب خوش پيدا كرد « 1 » و انواع رياحين از گل و نرگس برويانيد و انواع شكوفه‌ها گرد برگرد وى پديد كرد . كعب الاحبار گفت : آتش از ابراهيم هيچ نسوخت مگر آن بندى كه بر وى بود خداى تعالى آتش را بر آن حال و هيئت كه بود رها كرد جز كه گرما و سوختن از وى بستد . اهل اخبار گفتند كه : ابراهيم هفت روز آنجا بود پرسيدند از ابراهيم عليه السّلام كه : در ميان آتش چگونه بودى ؟ - گفت : در همهء عمر مرا خوشتر از آن وقتى نبود . در خبرست كه چون حق تعالى گفت : يا نار كونى بردا ، هر آتشى كه در دنيا بود همه فرو مرد ابن سيّار گفت : خداى تعالى فريشتهء سايه را بفرستاد بر صورت ابراهيم « 2 » تا با وى بنشست و حديث ميكرد تا مستوحش نشود جبرئيل بيامد و پيراهنى از حرير بهشت بياورد و در وى پوشانيد و گفت : خدايت سلام مىرساند و ميگويد كه : هيچ انديشه مدار كه آتش دوستان مرا نرنجاند و نمرود هيچ شكّ نكرد كه ابراهيم در حال سوخته باشد از كوشك خود نگاه كرد تا حال ابراهيم چيست ؟ وى را ديد در ميان آتش نشسته و در پيش او چشمهء آب و پيرامن او انواع رياحين ، و مردى ديگر را ديد بر شكل وى با وى نشسته و آتش گرد ايشان برآمده ، ابراهيم را گفت : اين چه حالتست ؟ اين بوستان و اين مرغزار از كجا آمد ؟ - گفت : خداى من پيدا كرد براى من ، گفت : اين كيست كه با تو نشسته است ؟ - گفت : فريشتهء ظلّ است خداى من وى را فرستاده است تا مرا با او أنس باشد ، نمرود گفت : بزرگ خداى است خداى تو كه با تو اين همه نعمت كرد و ليكن اى ابراهيم گرد بر گرد تو حصارى است از آتش ؛ از آنجا بيرون توانى آمدن ؟ گفت : توانم ، گفت : بيا تا ببينم ، ابراهيم از آنجا برخاست و بيرون آمد و آتش برو هيچ زيان نكرد ، نمرود گفت : اى ابراهيم مرا مىبايد كه براى
هامش
( 1 ) - يعنى خلق كرد و پديد آورد » و اين تعبير نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) است بعينه . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بر صورت مردى » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 134 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)