تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
ايشان درگذشت و گفت : بر شما هيچ سرزنشى و ملامتى نيست خداى تعالى شما را بيامرزاد و بر شما رحمت كناد « 1 » و او رحمت كننده‌ترين رحمت كنندگانست . از ابن عبّاس روايت است كه او گفت : روز فتح مكّه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حلقهء در خانه بدست بگرفت و مردم مكّه پناه با خانه داده بودند و گفت : الحمد للّه الّذى صدق وعده ، و نصر عبده ، و هزم الاحزاب وحده ؛ اى اهل مكّه كه مرا برنجانيديد و تكذيب من كرديد و از زاد و بوم خودم بيرون كرديد چه گمان مىبريد به من كه با شما خواهم كرد ؟ - گفتند : گمان خير مىبريم به تو ؛ أخ كريم و ابن أخ كريم ؛ تو برادر كريمى و پسر برادر كريمى ، و امروز قادرى و مالكى ؛ دست قدرت‌تر است ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من امروز همان خواهم كرد كه برادرم يوسف كرد و گفت : لا تثريب عليكم اليوم يغفر اللّه لكم . سدّى گفت : يوسف عليه السلام چون خويشتن را بر ايشان اظهار كرد اوّل سخن وى آن بود كه : پدرم چونست ؟ - گفتند : چشمهايش برفته است ، پيراهن از تن « 2 » بركشيد و گفت :
[ اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا ]
پيراهن من ببريد و بر روى پدرم افكنيد تا بينا گردد « 3 » ضحّاك گفت : آن پيراهن از جامهء بهشت بود مجاهد گفت : وى دانست كه پيراهن چشم رفته باز ندهد و ليكن آن پيراهن جبرئيل براى ابراهيم از بهشت آورد چون وى را به آتش انداختند ابراهيم بميراث آن را باسحاق داد ، و اسحاق بيعقوب ، و يعقوب در ميان تعويذى نهاد و بر گردن يوسف بست ، چون برادرانش وى را برهنه كردند و بچاه افكندند جبرئيل آمد و تعويذ بشكافت و آن پيراهن را در وى پوشانيد ،
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « لفظ[ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ ]خبر است و معنى دعا » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « از بر » ؛ در برهان قاطع گفته : « [ بر ] بمعنى تن و بدن نيز ميآيد » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و آنان كه گفتند : يعقوب نابينا نشد و آن كنايت است از طول انتظار گفتند :[ يَأْتِ بَصِيراً ]را معنى آنست كه : يرجع قرير العين ؛ پس از آنكه سخين العين بود قرير العين شد و چشمش باميد ديدار او روشن شد ، و آنان كه[ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ ]را بر « عمى » حمل كردند گفتند :[ يَأْتِ بَصِيراً ]را معنى آنست كه بصير و بينا شود » .