تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
برنخيزد تا قرآن باز هم آنجا نشود كه از آنجا كه آمده است و او را دويّى « 1 » باشد چون دوىّ منج « 2 » انگبين ، حقّ تعالى گويد : ترا چه بوده است ؟ - گويد : بار خدايا پيش تو آمده‌ام مرا ميخوانند و بر من كار نميكنند ، و اين آنگاه باشد كه خداى تعالى تكليف بردارد و دامن قيامت باشد « 3 » و الّا تا تكليف برجاى باشد بايد كه ادلّهء شرع نيز برجاى باشد آنگاه گفت :
[ إِنَّ فَضْلَهُ ]
بحقيقت كه فضل و رحمت خداى تو هميشه بر تو بزرگ بوده است
[ قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ ]
بگوى اى محمّد منكران قرآن را كه : شما چگونه انكار مىكنيد سخنى را كه اگر جملهء آدميان و پريان جمع شوند و يكديگر را يارى كنند تا مانند اين قرآن بيارند نتوانند آوردن و اگرچه يكديگر را يارى كنند يا از جهت فرط « 4 » فصاحت وى كه علم بنظم و ترتيب آن نيابند بر مذهب آنان كه وجه اعجاز فرط فصاحت گويند ، يا از جهت آنكه ايشان را منع كنيم و علم آن از ايشان باز گيريم بر مذهب آنان كه وجه اعجاز صرف « 5 » گويند و اين آيت آنگه آمد كه ايشان گفتند : و لو شئنا لقلنا مثل هذا ؛ و اين آيت را دليل است بر آنكه كسى قرآن را معارضه نياورده است و نتواند آوردن هيچ كس نه از آدميان و پريان « 6 » .
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « دوىّ الريح كامير وزش باد و بانگ آن ، و دوىّ النّحل بانگ مگس ، و دوىّ الطائر آواز پرهاى مرغ وقت مرور آن » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « منج بضمّ اوّل و سكون نون هر زنبور را گويند عموما و زنبور عسل را خصوصا » . و از شواهد اين معنى است آنچه يكى از قدما گفته :« نقشبند قدرتش در كارگاه كن فكان * چون گرفت از راه دانش كلك فطرت در نيان »« از لعاب منج نحل آورد شمع و انگبين * وز رضاب كرم قز ديبا تنيد و پربنان »( 3 ) - در غالب نسخ : « و قيامت نزديك باشد » و مراد بهر دو عبارت يكى است . ( 4 ) - عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « إمّا از جهت فقد علم بنظم و ترتيب آن بر قول آنان كه وجه اعجاز فرط فصاحت گويند ، و إمّا از آنجا كه ما رها نكنيم و علم نيافرينيم ايشان را به آن بر مذهب آنان كه صرفه گويند » پس معلوم شد كه معنى [ صرف ] يا [ صرفه ] در اين مورد آنست كه خدا صارف و مانع باشد از قدرت كسى كه با قرآن معارضه كند و اين اصطلاح متكلّمين است . ( 5 ) - در نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « صرفه » . ( 6 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين آيت جواب آن كس است كه ما را گويد : چه أيمنى از آنكه در أقصاى بلاد معارضهء قرآن آورده باشند و ليكن بما نرسيده باشد يا اگر انسيان نياوردند چرا نشايد تا جنيّان آورده باشند ؟ جواب آنست كه گوئيم : امّا اگر در بعضى بلاد آورده بودندى ممكن نبودى كه بما نرسيده بودى از توفّر دواعى بنشر و اذاعت آن چنان كه اين محالات و خرافات كه گفتند چون فصول و غايات و مانند آن ، و امّا حديث جنّيان ما وجود ايشان بسمع دانيم هم آن سمع آمد و ما را ايمن كرد به اين آيت از آنكه ايشان اين قرآن را معارضه آورده باشند بقوله : قل لئن اجتمعت الانس و الجنّ ؛ الآية » .