كدو ، آنگه وى را فرمود و الهام كرد كه : بخور از هر « 1 » ميوهء پاكيزه كه ميخواهى و شكوفهء خوشبوى و خوش طعم ، و چون خورده باشى
[ فَاسْلُكِي ]
برو براههاى خداى خود ؛ آن راهها كه ترا الهام كرده است و تعليم داده است در عمل انگبين ، يا برو در راههائى كه خداى ترا نموده است تا خانههاى تو ، پس از آنكه از ميوههاى آن خورده و از شكوفههاى آن بار برگرفته باشى كه راه بر تو سخت نيايد و دشوار و گمراه نشوى ؛ بر تو آسان باشد و رام كرده آن راه ، يا برو در حالى « 2 » كه مطيع و منقاد باشى مر آن را كه ترا فرمودهاند . آنگه گفت :
[ يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ ]
از شكم او بيرون ميآيد شرابى برنگهاى گوناگون از سفيد و سرخ و زرد .
[ فِيهِ
« 3 »
شِفاءٌ لِلنَّاسِ ]
درو شفاست مردمان را .
در خبرست كه : مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه برادرم از درد شكم مينالد گفت : برو انگبينش ده ؛ برفت و او را انگبين داد ، باز آمد و گفت : يا رسول اللّه دادمش و سود نكرد ، گفت : برو انگبينش ده صدق اللّه و كذب بطن أخيك ؛ خداى تعالى راست گفت و شكم برادرت دروغ ، برفت و انگبين داد شفا يافت . عبد اللّه مسعود گفت : العسل شفاء للنّاس « 4 » و القرآن شفاء لما فى الصّدور ؛ انگبين شفاى مردمانست و قرآن شفاى دلهاست يعنى از شكّ و شبهت و هم او گفت : عليكم بالشفائين
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اين [ كلّ ] اينجا بمعنى استغراق نيست بل چنانست كه گفت : ثمّ اجعل على كلّ جبل منهنّ جزءا ، و قوله ؛ و أوتيت من كلّ شىء ، و قوله و تدمّر كلّ شىء بأمر ربّها » .
( 2 ) - اشاره به آنست كه ابو الفتوح ( ره ) گفته : « بعضى گفتند : حال است از نحل و بعضى دگر گفتند : حال است از سبل ؛ بر قول اوّل حال باشد از فاعل و بر قول دوم حال باشد از مفعول ؛ يعنى هيچ راه بر تو دشوار نباشد كه خواهى تا آنجا روى » .
( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « در ضمير خلاف كردند كه عايد با كيست ؛ مجاهد گفت :
با قرآن يعنى در قرآن شفاست مردمان را ، و باقى مفسّران گفتند : راجع است با شراب يعنى عسل ؛ و اين لايق است به ظاهر » .
( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و لفظ [ ناس ] اگرچه ظاهر او بر عموم است حمل بر اغلب بايد كرد و شفا دهنده خداست بر حقيقت و ليكن باسباب » .