تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
در دريا كشتيها را كه آب دريا را ميشكافد و ميرود
[ وَ لِتَبْتَغُوا ]
و براى آن كرد تا بجوئيد بتجارت و بازرگانى كردن در دريا فضل خداى را كه روزى و منافع دنياست ، و تا باشد كه شكر نعمتهاى وى كنيد و بدون وى كسى را نپرستيد .

[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 15 تا 18 ]

وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ( 15 ) وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ( 16 ) أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 17 ) وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ( 18 ) و از جملهء نعمتها كه بر شماست آنست كه بينداخت در زمين كوههاى بيخ‌آور و ثابت تا زمين را چون ميخى باشد كراهت آن را « 1 » كه مضطرب شود و بجنبد و بجنباند شما را وهب منبّه گفت : خداى تعالى چون زمين را بيافريد مىجنبيد چنان كه كشتى بر سر آب ، فريشتگان گفتند : بار خدايا كس بر آنجا آرام نتواند گرفت خداى تعالى در شب كوهها را آفريد و ميخ زمين كرد و فريشتگان ندانند تا خداى تعالى كوهها را از چه آفريد .
[ وَ أَنْهاراً ]
و بيافريد « 2 » جويهاى آب روان و بديد كرد راهها در زمين تا باشد كه شما راه يابيد بمصالح خود در زمين و بهر شهر كه خواهيد توانيد رفتن [ و علامات ] و بكرد و بيافريد علامتها و نشانها از كوهها و غير آن تا به آن راه بشناسيد و بستارگان راه مىيابيد ؛ در روز بعلامات روز يعنى كوهها « 3 » ،
هامش
( 1 ) - اشاره بقول فرّاء است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ]أى لئلّا تميد بكم ؛ تا شما را نلخشاند ؛ و ماد يميد أى مال يميل ، و مثله قوله[ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا ]براى آنكه بيان نفى ضلالت باشد و فرّاء گفت در هر دو آيت كه : معنى آنست كراهة ان تميد بكم و كراهة ان تضلّوا يعنى ان كرد كه نخواست كه شما گمراه شويد يا زمين بگردد بشما ، و اصل [ الميد ] الحركة و الاضطراب و الاكفاء » . ( 2 ) - اشاره به آنست كه منصوب بفعلى مقدّر است ؛ أبو الفتوح ( ره ) گفته : « و نصب او بر فعلى مقدّر باشد چنان كه گفتيم من قوله [ جعل ] و معطوف نباشد بر قوله [ ألقى ] كه معنى ندارد و مثله قول الشاعر : علّفتها تبنا و ماء باردا أى و سقيتها ماء باردا » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ و علامات ] اى و جعل لكم علامات ؛ و شما را در زمين علامات و نشانها كرد از كوهها و جز كوهها كه شما راهها به آن بشناسيد بعضى مفسّران گفتند كه : اينجا كلام تمام است كه : و علامات ؛ آنگه ابتدا كرد و گفت : و بالنجم هم يهتدون و بستاره راه برند ايشان . محمّد بن كعب و كلبى گفتند : اين همه يك حديث است و مراد آنست كه كوهها علامات روز باشد و ستارگان علامات شب » .