از مردمان را گمراه كردند يعنى بعبادت ايشان بسيارى گمراه شدند آنگه گفت :
هر كه متابعت من كند و پسرو من باشد از منست ، و هر كه در من عاصى شود تو خداوندى آمرزنده و بخشاينده عاصى كافر را كه از كفر باز گردد بيامرزى ، و از سر گناه مؤمن گناهكار چون توبه كند درگذرى . [ ربّنا ] بار خدايا من ساكن گردانيدم بعضى از فرزندان خود را بوادئى و رودخانهء كه درو زرعى و كشتى نيست بنزديك خانهء كه حرام كردهء تو « 1 » يعنى كعبه و در اين وقت كه ابراهيم اين سخن گفت خانه نبود مراد آنست كه نزديك خانهء حرام تو كه بوده است و عند طوفان آن را رفع كردند ، يا خانهء كه بعد از اين بنا كرده خواهد شد ؟ « 2 » بعضى ازين قصه رفته است و آنچه اينجا بايد آنست كه :
ابراهيم عليه السلام را از ساره فرزند نميبود از آنجا كه او پير شده بود و ابراهيم دل در فرزند بسته بود ساره كنيزكى داشت جوان و پاكيزه بابراهيم داد و گفت : اين را به تو دادم تا باشد كه خداى تعالى ترا از وى فرزندى دهد ابراهيم قبول كرد و با وى خلوت ساخت و او را از هاجر ، اسماعيل آمد نور محمّدى كه در پيشانى پدران او بودى باسماعيل انتقال افتاد ساره را از آن رشكى عظيم آمد گفت : نخواهم كه هاجر پيش من باشد حقّ تعالى ابراهيم را گفت : وى را دو رنج منماى چون وى با تو مروّت كرد تو نيز با وى مانند آن كن اينان را از پيش وى ببر گفت : بار خدايا كجا برم ؟ - گفت : آنجا كه ترا فرمايم ، جبرئيل آمد و در پيش استاد و ابراهيم بر اثر وى ميرفت با هاجر و اسمعيل هر كجا آبادانى و خصبى ديدى گفتى : اينان را اينجا فرود آرم ؟ - جبرئيل گفتى : نه كه فرمان نيست ، ميرفتند تا آنكه به زمين مكّه رسيدند زمين سنگلاخ
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ]بنزديك خانهء حرام تو ؛ قتاده گفت : يعنى خانهء كه تو حرام كردهء آن را بحرمات تا استحلال نكنند محرّمات تو آنجا از صيد و قطع اشجار و جز آن » .
( 2 ) - جواب از اعتراض متوهّم و سؤال مقدّر است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اگر گويند : چگونه گفت : عند بيتك المحرّم ؛ و آنجا خانه نبود خانه از آن پس بنا كردند ؟ - جواب گوئيم : معنى آنست كه بجاى خانهء حرام ؛ در اوّل بيت المعمور اينجا نهاده بود تا بعهد طوفان نوح به آسمان بردند جواب ديگر آنكه بنزديك جائى كه آنجا خانهء حرام بنا خواهند كردن » .