تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
استهزا كردى چون خداى تعالى رسول را از اسرار او خبر داد گفت :
[ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ]
.

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 66 تا 67 ]

لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ ( 66 ) الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 67 ) چون منافقان مىآمدند و از هر خبثى و فعل بدى كه مىكردند عذر مىخواستند حق تعالى گفت : هيچ عذر مخواهيد كه جاى عذر نمانده است ، و بعد از آنكه اسرار شما منكشف گشت شما را اعتذار سودى نميدهد بدرستى كه شما كافر شديد پس از آنكه اظهار ايمان كرديد يعنى كافر شديد بعد از آنكه منافق بوديد از بهر آنكه بعد از ايمان كفر درست نيايد و مؤمن كافر نگردد و اگر جمعى را از شما عفو كنيم به آنكه ايمان آوردند و از نفاق توبه كنند ، جمعى را كه ايمان نيارند و توبه نكنند ايشان را عذاب كنيم ، يا اگر طايفهء را كه پيغمبر را نرنجانيده باشند و بر قرآن استهزا نكرده باشند ايشان را عفو كنيم ديگران را عفو نكنيم كه استهزا كرده باشند و پيغمبر را برنجانيده و اين براى آن باشد كه ايشان كافر و منافق بوده باشند ، مفسّران گفتند كه : مراد بطايفهء اوّل يك مرد است نام او محشى بن حمير الأشجعى كه هر وقت كه ايشان درين معنى چيزى گفتندى بر ايشان انكار كردى و معاونت و يارى نكردى ايشان را و از ايشان مفارقت كردى چون آيت آمد پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه خداى داند كه هر گه كه آيتى آمدى در شأن منافقان من دانستمى كه من از جملهء ايشانم پوست من بر تن من بلرزيدى و دل من از جاى بشدى گفتمى : بار خدايا ايمان آوردم ايمانى درست بار خدايا وفات من قتل كن در راه تو بشهادت چنان كه كس نگويد كه : منش شستم و منش كفن كردم و منش دفن كردم روز يمامه‌اش بكشتند چندانكه جستند او را نيافتند آنگه حقّ سبحانه و تعالى گفت كه : منافقان از زن و مرد همه از يكديگر بمنزلهء يكنفس اند بهرى ببهرى تولّى مىكنند بناشايست و نابايست مىفرمايند و از نيكوئى از آنچه
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 92 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)