تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
باش كه ايشان ما را نمىبينند و ما ايشان را مىبينيم آنگه يكى از ايشان خواست كه اراقتى « 1 » كند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روى بگردانيد و گفت : يا ابا بكر ديدى كه ما را نمىبينند اگر ما را ديدندى اين نكردندى و رسول صلّى اللّه عليه و آله دعا ميكرد و ميگفت : اللّهمّ اعم أبصارهم عنّا ؛ خدايا چشمهاى ايشان از ما كور گردان ، حقّ تعالى شرّ ايشان را كفايت كرد از ايشان تا همه كور شدند و همه كوه ميگرديدند و در غار نشدند . محمد بن سيرين گويد كه : جماعتى در عهد عمر خطاب بحضور او سخنى مى گفتند كه در آن سخن تفضيلى ميدادند عمر را بر ابو بكر ، عمر گفت : غرض از اين سخن آن است كه مرا تفضيلى ميدهيد بر ابو بكر و اللّه كه آن يكشب از ابو بكر كه شب غار بود كه او در صحبت رسول بود بهتر بود از همهء عمر عمر ، و يك روز از او بهتر بود از آل « 2 » عمر ، او آن شب با رسول بغار رفت گاه در پيش رسول بودى و گاه با پس استادى رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : يا ابا بكر چرا چنين ميكنى ؟ - گفت : از پيش ميروم كه مبادا كسى كمين كرده باشد كه اگر از كمين بيرون آيد يا چيزى بيرون اندازد بر من آيد و بر تو نيايد و مرا گيرد و ترا نگيرد ، و چون باز پس استم انديشه آن بود كه اگر كسى از پس ما آيد به من رسد و من سپر تو باشم چون بغار رسيد رسول خواست كه : در غار رود گفت : يا رسول اللّه من باندرون روم و بنگرم كه مبادا كسى كمين كرده باشد و در غار رفت و گرد غار برآمد و بنگريد چون كسى را نيافت رسول را گفت : درآى و درين شب ابا بكر اين ابيات ميگفت :
قال النبىّ و لم أجزع فوقّرنى * و نحن فى صدف من ظلمة الغار
لا تخش شيئا فانّ اللّه ثالثنا * و قد تكفّل لى منه باظهار
و إنّما كيد من يخشى بوادره * كيد الشّياطين قد كادت لكفّار
و اللّه مهلكهم طرّا بما صنعوا * و جاعل المنتهى منهم الى النّار
[ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ ]
، و وقار درين شب بر رسول صلّى اللّه عليه و آله فرو فرستاد و گفته‌اند : معنى آنست كه بر ابو بكر فرو فرستاد براى آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله هرگز از سكينه و وقار جدا
هامش
( 1 ) گويا مراد آنست كه بول كند . ( 2 ) كذا ، و شايد مصحف « آن » باشد .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 74 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)