تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
اين خود بدست ديوان يا مهتران ايشان مر ايشان را مزيّن كرده‌اند تا چنان ميدانند كه نيكوست و خداى تعالى هدايت نكند و راه ننمايد كافران را ببهشت .

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 38 تا 39 ]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ( 38 ) إِلاَّ تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 39 ) حقّ تعالى درين آيت خطاب كرد مؤمنان را و توبيخ و تقريع كرد بر تثاقل و تكاسل و تساهلى كه نمودند از جهاد چون رسول صلّى اللّه عليه و آله بحرب تبوك خواست رفتن از حرب طائف باز گشته بود و مردم رنجور بودند و روزگار تنگى و عسرت بود و در آن زمين قحطى بود و وقت دخل نزديك شده بود و ميوه‌ها ببر آمده مردم را دل نميداد كه وطن رها كنند و بغزات روند بتبوك ازين سبب تقاعدى و تكاسلى كردند و رسول صلّى اللّه عليه و آله كم بودى كه به جائى خواست شدن كه آن را اظهار كردى الّا بكنايه و توريه گفتى تا مردمان آگاه نشوند و احوال او ندانند تا ناگاه بسر دشمن شوند مگر غزات تبوك كه رسول تصريح كرد تا مردم ساز تمام بكنند چه راه دور بود و دشمن بسيار چون مردم ازين سبب تهاون كردند خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى آنكسانى كه ايمان آورده‌ايد شما را چه بوده است و چه كار افتاده است كه چون شما را گويند كه : برويد در راه خداى جهاد كنيد ، شما گرانى ميكنيد و كاهلى مينمائيد و اختيار رفتن و ساز آن نميكنيد براى آنكه وقت ميوه و دخل است آيا شما بحيات دنيا و زندگانى آن از آخرت راضى شده‌ايد و سراى دنيا و متاع دنيا اندك است كدام عاقل باشد كه بسيار بگذارد و اندك فرا گيرد چون وى را مخيّر گردانند و در گرفتن هيچ دو بر وى ضررى نباشد آنگه وعيد و زجر كرد ايشان را و گفت : اگر نرويد شما را عذاب سخت كند عذابى دردناك ، و بدل كند شما را بقومى ديگر پس شما هيچ مضرّتى بوى نتوانيد رسانيدن يعنى رسول را يا خداى را ؛ و خداى تعالى بر همه چيز قادر است بر عذاب شما و استبدال شما و نصرت رسول خود بى شما .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 72 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)