نسىء كردند يعنى ماه حرام باز پس داشتند و ماه حلال را مقدّم داشتند محرّم را با صفر آوردند و تا مدّتى برين بودند كه صفر حرام است و محرّم حلال ميداشتند و آن را احد الصّفرين ميخواندند آنگه ايشان را حاجت افتاد از صفر تأخير كردند تا ربيع ، و از آن ماه نيز تأخير كردند تا بر دوازده ماه بگرديد تا آنكه اسلام آمد ماه حرام با محرّم افتاده بود و از اين پس روزگار دراز بود مجاهد گفت : عرب در هر دو سال حجّ در ماههاى حرام كردندى ، دو سال در ذو القعده و دو سال در ذو الحجّه و دو سال در محرّم و دو سال در صفر ، اين نسىء ايشان بود تا اتّفاق چنان افتاد كه آن سال رسول صلّى اللّه عليه و آله سورهء برائت فرستاد حجّ در ذو القعده كردند پس سال ديگر كه رسول صلّى اللّه عليه و آله حجّة الوداع كرد حجّ با ذو الحجّه افتاده بود و خداى تعالى اين سوره فرستاد و نسىء حرام كرد و رسول در حجّة - الوداع خطبه كرد و در آنجا گفت : الا إنّ الزّمان قد استدار فهو اليوم كهيئته يوم خلق - السّموات و الأرض ، السّنة اثنا عشر شهرا منها اربعة حرم ثلاث متواليات ذو القعدة و ذو الحجّة و محرّم و رجب مضر الّذى بين جمادى و شعبان ، روزگار بگرديد و همچنان شد كه بود ، ماههاى حرام با جاى خود افتاد و حجّ با ذو الحجّه افتاد و نسىء باطل شد ابن عباس و ضحاك و مجاهد گفتند كه : « 1 » اوّلين كسى كه نسىء كرد بنو مالك بن كنانه بودند و از پس ايشان ابو امامه جنادة بن عوف بن امية الكنانى هر سال بموسم درآمدى بر خرى
هامش
( 1 ) مصنف ( ره ) در اينجا عبارت ابو الفتوح ( ره ) را خيلى فشرده و خلاصه كرده لذا نص عبارت وى را نقل ميكنيم و آن اين است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 589 ) :
« و خلاف كردند در آنكه اول كس كه نساء كرد كه بود ؟ عبد اللّه عباس و ضحاك و مجاهد گفتند : اول كس كه نساء كرد بنو مالك بن كنانه بودند و از پس ايشان ابو امامه جنادة بن عوف بن امية الكنانى هر سال بموسم درآمدى بر خرى نشسته گفتى : إنى لا أعاب و لا أجاب و لا مرد لما اقول ؛ انا حرمنا المحرم و أخرنا صفرا ؛ مرا عيب نكنند و جواب ندهند و آنچه من گويم آن را مردى نباشد ماه محرم حرام كرديم و صفر را تأخير كرديم سال ديگر بيامدى گفتى : انا حرمنا صفرا و اخرنا المحرم ؛ ماه صفر حرام كرديم و محرم باز پس داشتيم كلبى گفت :
اول كس كه اين كرد مردى بود از بنى كنانه نام او نعيم بن ثعلبه و او امير بودى بر موسم ؛ وقت آنكه عرب باز خواستندى گشتن خطبه كردى و گفتى : لا مرد لما امرت ؛ انا الذى لا اعاب و لا اجاب ، مشركان گفتندى او را : لبيك ، آنگه از او درخواستندى تا نساء كند