جزيتى بود در اسلام كه از اهل كتاب گرفتند و اوّلين مذلّتى بود كه بايشان رسيد ميگويد و ميفرمايد رسول صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان را كه : قتال كنيد با آن كسانى كه ايشان بخداى تعالى ايمان ندارند خداى تعالى جهودان و ترسايان را وصف كرد به آنكه ايشان ايمان ندارند بخداى و اگرچه خداگويانند و امّا خدادانان نيستند براى آنكه خداى را فرزند روا ميدارند و آنكه در حقّ خداى اين روا دارد خداى را نداند و بوى ايمان ندارد و نيز گفت : و بقيامت ايمان ندارند و ايشان چون معتقد اين چيزها باشند مؤمن نباشند براى آنكه اعتقاد آنگه ايمان باشد كه علم باشد از دليل و گفت كه : ايشان حرام نميدارند آنچه خدا و رسول آن را حرام كردهاند ، براى آنكه بشرع رسول ما كه ناسخ شرايع است ايمان ندارند و دين حقّ كه دين خدا و رسول است ندارند و [ حق ] نامى است از نامهاى خداى تعالى « 1 » و ايشان دين حق ندارند و اين آيت دليل است بر آنكه جهودى و ترسائى باطل است و حقّ نيست گفت : كارزار كنيد با آنان كه صفت ايشان اينست آنگه بيان كرد و گفت كه : از جملهء كسانى كه ايشان را كتاب دادند يعنى توراة و انجيل ، تا آنگه كه جزيه بدهند بدست خود بپيغمبر و امام و ايشان ذليل و صاغر باشند و حكم اهل كتاب آنست كه اوّل دعوت كنند ايشان را باسلام اگر قبول كنند مسلمانان اند و اگر قبول نكنند جزيه برايشان عرضه كنند و شرايط ذمّه ؛ اگر قبول كنند بر آن قرار دهند و ايشان را رها كنند و اگر قبول نكنند با ايشان كارزار كنند تا آنكه ايمان آرند يا جزيه قبول كنند ابو على گفت : معنى
[ عَنْ يَدٍ ]
آنست كه بايد كه بدست خود دهند و روا نباشد كه نائبى فرا دارند تا مذلّت و صغار ايشان پيدا گردد و گفتهاند كه :
[ عَنْ يَدٍ ]
يعنى نقد دهند و نسيه ندهند و گفتهاند كه :
يد قهر است و يد نعمت است يعنى جزيه بدهند از نعمتى كه شما بر ايشان كرده باشيد بقبول جزيت و آنان كه از ايشان جزيت گيرند جهودان و ترسايان و گبرانند و صابيان
هامش
( 1 ) اشاره بقولى ديگر است كه در تفسير « دين الحق » گفتهاند و نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 2 چاپ اول ص 575 ، س 23 ) : « بعضى ديگر مفسران گفتند : حق در آيت نام خداست جل جلاله كه از نامهاى خداى يكى حق است يعنى ايشان دين خدا ندارند و معنى نزديك است بر يكديگر » .