تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بن عمرو الثقفى چون به يكديگر رسيدند ابو بكر گفت : لا نغلب اليوم من قلّة ، رسول صلّى اللّه عليه و آله چون اين بشنيد خوشش نيامد آنگه كارزار در پيوستند و حرب ساز كردند و درهم آويختند و بر هم آميختند مسلمانان بر مشركان غلبه كردند و ايشان را بازپس بردند و پراكنده كردند و جمله بغنيمت مشغول شدند مشركان گريخته يكديگر را گفتند : يا حماة السّوء كجا ميگريزيد و زنان و فرزندان خود را در دست ايشان رها كرده‌ايد ؟ ! اين بگفتند و بازگشتند و خود را بر مسلمانان زدند و ايشان همه بغنيمت مشغول شده بودند شكستى عظيم بر مسلمانان افتاد همه منهزم شدند قتاده گفت : سبب هزيمت از طلقا بود و با رسول صلّى اللّه عليه و آله كس نماند الّا نه كس از بنى هاشم و دهم ايشان مردى بود انصارى نام او ايمن بن ام ايمن او كشته شد اين نه كس بماندند امير المؤمنين على عليه السّلام بود در پيش ايشان استاده و رايت در دست گرفته قتال ميكرد و عباس بن عبد المطلب بر راست رسول استاده و فضل عباس بر چپ او و ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب از پس پشت او و نوفل بن الحارث و ربيعة الحارث و عبد اللّه بن زبير و عتبه و معتب پسران ابو لهب گرد او درآمده بودند و ديگران گريخته بودند عبّاس بن عبد المطّلب در اين وقت گفت « 1 » :
نصرنا رسول اللّه فى الحرب تسعة * و قد فرّ من قد فرّ منه فأقشعوا
و قولى إذا ما الفضل كرّ بسيفه * على القوم أخرى يا بنىّ ليرجعوا
و عاشرنا لاقى الحمام بنفسه * لما ناله فى اللّه لا يتوجّع
رسول عباس را گفت : آوازى در ده در اينان او و مردى بلند آواز بود چنان كه روايت كرده‌اند كه روزى در مكّه غارتى بود عبّاس آواز برداشت كه : وا صباحاه ، هيچ زن آبستن نبود كه آواز او بشنيد كه كودك از شكمش جدا نشد عبّاس ندا كرد بآواز بلند كه : يا معاشر المهاجرين و الانصار يا اهل بيعة الشجرة يا اصحاب سورة البقره الى اين تفرّون ؟ اذكروا العهد الّذى عاهدتم عليه رسول اللّه ، چون آواز عبّاس بشنيدند همه باز گشتند لبّيك لبّيك گويان ، و اين هزيمت در شب بود و رسول صلّى اللّه عليه و آله در وادى بود و
هامش
( 1 ) در اينجا در تفسير ابو الفتوح اشعار ديگرى نيز هست ( جلد 2 چاپ اول ص 569 - 568 ) .