تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
خود كنيد چون اين جماعت كافر باشند و بر دين شما نباشند ، مسلمانان گفتند : يا رسول اللّه اگر ما را تب‌رّا مىبايد كردن از كافران پس ما را از پدران و برادران و خويشان تب‌رّا بايد كردن و مالها و تجارتهاى ما همه تباه شود و سراهاى ما خراب گردد خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان و اى گرويدگان و اى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايد با پدران و برادران خود دوستى مكنيد و با ايشان اختلاط مكنيد چون ايشان ايمان نيارند و اختيار كفر كنند و كفر را بر ايمان برگزينند و دوست دارند و هر كه از شما با ايشان موالات كند و دوستى ورزد و با ايشان تولّى كند او از جملهء ظالمان باشد بگو اى محمّد ايشان را كه : اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و زنان و خويشان شما و مالهائى كه آن را كسب كرده‌ايد و تجارتى و بازرگانى كه از كساد و ناروائى آن مىترسيد و مسكنها و سراها كه آن را پسند كرده‌ايد اگر اين همه شما را خوشتر است و دوست داشته‌تر است از خداى تعالى و رسول صلّى اللّه عليه و آله و جهاد كردن در راه دين او پس شما چشم داريد و منتظر باشيد تا آنگه كه خداى تعالى كارى كه خواهد كردن بكند و امر خود يعنى كار خود بيارد از فتح مكّه و گشادن آن بر دست مؤمنان . حسن بصرى گفت : مراد عقوبتى است عاجل يا آجل كه ايشان را به آن وعيد كرده است و خداى تعالى راه ننمايد فاسقان را و بيرون آيندگان از امر حقّ را ببهشت . كلبى از ابو صالح از ابن عباس روايت كرد كه چون خداى تعالى مؤمنان را فرمود كه : هجرت كنيد مرد بيامدى و زن و فرزند و خويشان و برادران را گفتى كه : من بمدينه ميروم اگر با من بيائيد و الّا چون من رفته باشم ميان من و شما خويشى نماند و اگر پس ازين آنجا آئيد با شما رغبت نكنم كس بودى كه رغبت كردى و هجرت كردى و كس بودى كه گفتى كه : من نيايم ، و كس بودى كه درو آويختى از زنان و فرزندان و برادران و گفتى : من رها نكنم كه تو به روى مرد از آنجا از شفقت بر ايشان بازاستادى و هجرت نكردى خداى تعالى ايشان را از آن نهى كرد و بيان كرد كه كار دين و اسلام مقدّم است بر نسبت و قرابت ، از بهر دين ترك زن و فرزند و مال مىبايد