تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
بمردان مشغول بودند زنان نيز به يكديگر مشغول بودند
[ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ]
« 1 » مفسّران در او خلاف كردند بعضى گفتند : سنگى بود اوّلش سنگ و آخرش گل . عبد اللّه عباس گفت : معرّب است يعنى سنگ و گل . قتاده گفت : گل بود بيانش قوله تعالى
« لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ »
حسن گفت : اصلش گل بود خداى تعالى آن را با سنگ گردانيد ابن زيد گفت : نامى است از نامهاى آسمان عكرمه گفت : نام دريائيست در هوا معلّق ميان آسمان و زمين ، سنگ از آنجا فرود آمد
[ مَنْضُودٍ ]
بر هم نهاده بهرى بر بالاى بهرى
[ مُسَوَّمَةً ]
علامت بر كرده و نشان عذاب برو زده بر هر سنگ نام صاحبش بر نبشته
[ عِنْدَ رَبِّكَ ]
يعنى معروف و مشهور بود بنزديك خداى تو و آن از ظالمان دور نيست از قوم لوط و از آنان كه مثل آن عمل كنند « 2 » انس مالك گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من جبرئيل را پرسيدم ازين آيت ؟ گفت : مراد ظالمان امّت تواند هيچ ظالم نيست از ظالمان امّت تو و الّا كه او بر عرض « 3 » سنگى است از آن سنگها تا فرود آيد بوى .
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اين است ( ج 3 ؛ ص 90 ؛ س 11 ) : « قوله[ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ]مفسران در او خلاف كردند بعضى گفتند : سنگى بود اولش سنگ و آخرش گل ؛ و اين قول مجاهد است عبد اللّه عباس و وهب و سعيد جبير گفتند : لفظ معرب است يعنى سنگ گل ، قتاده و عكرمه گفتند : گل بود بيانش قوله تعالى : و ارسل عليهم حجارة من طين ، حسن گفت : اصل او گل بود و طين خداى تعالى سنگ گردانيد آن را ، ضحاك گفت : آجر بود ابن زيد گفت : سجيل ناميست از نامهاى آسمان يعنى من السماء ، عكرمه گفت : نام دريائى است كه در هوا معلق ميان آسمان و زمين سنگ از آنجا فرود آمد ، و اهل لغت گفتند سجيل و سجين از ابدال است لام را بنون بدل كردند لقرب المخرج كالمدح و المده ( الى آخر كلامه كه شرح و بسط زياد داده است ) » ( 2 ) در بعضى نسخ : « در معرض » . ( 3 ) در اين عبارت جمع ميان دو قول شده كه در تفسير آيه گفته‌اند چنان كه ابو الفتوح ( ره ) فرموده : «[ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ]و آن از ظالمان دور نيست در او دو قول گفتند : يكى آنكه مراد ظالمان قوم لوط اند ، دگر مراد ظالمان امت رسول مااند و آيت تهديد است قريش را ، انس روايت كرد ( الحديث ) » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 266 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)