تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
و تصديق كنندگان باشم توحيد و يگانگى خداى را و گفته‌اند مرا كه : راست گردان روى خود را فرا دين مسلمانى و جملگى روى خود را بدين آور و اين را باش يعنى روى با دين و كار دين كن از اداى رسالت و قيام نمودن باعباء آن چنان كه آن كس كه روى بر كارى كند جملگى آن را باشد كه چون روى با او باشد جملهء تن و دل با او باشد و شايد كه اين معنى را محتمل بود كه روى خود راست گردان بجانب كعبه كه آن شعار دين حنيفى است و از جملهء مشركان مباش و مخوان و مپرست بدون خداى تعالى آنچيزى را كه ترا نفع نكند اگر ويرا پرستى و ترا گزند نرساند اگر ويرا نپرستى ؛ از آنكه جماديست و جماد را قدرت نباشد كه اگر پرستى بدون خداى آن را كه نفعى رساند و اگر نپرستى و مضرّتى تواند كرد آنگه تو از جملهء ظالمان باشى و شايد كه مراد به آنكه « مخوان » اين بود كه ، نام إله بر ايشان اجرا مكن چنان كه كافران ميكنند و ايشان را بنام خداى تعالى مخوان كه ايشان ترا نفع نكنند و زيان نرسانند با آنكه اگر توانستندى هم قبيح بودى عبادت ايشان ، خدائى را بايد پرستيدن كه اگر ترا بلائى و آفتى رساند از بيمارى و نكبتى ايشان كشف آن نتوانند كرد و كس بجزا و در جهان كشف آن نكند و اگر خواهد كه خيرى و نعمتى به تو رساند و با تو فضلى كند هيچكس فضل او را و نعمت او را از تو نتواند گردانيد . اين فضل و نعمت خويش برساند بآنكس كه وى خواهد از بندگان و مراد به [ فضل ] آن است كه بر وى واجب نباشد از نعمت و احسان پس او مخيّر بود آن را دهد كه وى خواهد و حكمت وى اقتضا كند و اوست
هامش
چاپ اول ؛ ص 52 ؛ س 32 ) : « اما تخصيص اين فعل از جملهء افعال خداى تعالى كه[ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ ]براى اذلال و قهر ايشان است گفت : من آن خداى را مىپرستم كه دمار از شما برآرد و جان از تن‌تان برون آرد » پس اين آيهء مباركه در اين جهت مانند اين شعر ابو العلاء معرى است كه گفته :« أعباد المسيح يخاف صحى * و نحن عبيد من خلق المسيحا »در جامع الشواهد گفته : « هو لابى العلاء المعرى أنشده فى بعض اسفاره لما خاف . اصحابه من النصارى ( تا آنكه گفته » شعر را در مطول در احوال مسند اليه آورده و شاهد در آوردن مسند اليه است بلفظ موصول كه من بوده باشد به جهت زيادتى تقرير غرض كه ريخته شده است از براى او كلام در غير مسند اليه كه عدم خوف از نصارى بوده باشد » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 214 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)