است و دور از آنكه در او گمان برند به مثل اين ؛ از آنكه حقيقت اين حديث اداء بجسميّت كند از بهر آنكه فرزند همجنس پدر و مانند پدر بود و او را مثل و جنس و مانند نيست و مجازش اداء باحتياج مىكند
[ هُوَ الْغَنِيُّ ]
و او توانگر و بىنياز است از بهر آنكه او راست آنچه در آسمان و زمين است و همه ملك و ملك اوست و او را به فرزند چه حاجت بود آنگه خطاب كرد اين جماعت را و گفت كه : شما را به اين كه ميگوئيد هيچ حجّتى و سلطانى و دليلى و برهانى نيست و هر چه بىحجّت و دليل بود علم نبود جهل بود هى « 1 » شما بر خداى تعالى چيزى مىگوئيد كه شما آن را نمىدانيد بگو اى محمّد و اعلام كن كه : آنكسانى كه بر خداى تعالى افترا ميكنند و چيزى كه بر خداى تعالى روا نيست روا ميدارند ايشان فلاح و ظفر نيابند و هرگز رستگارى نبود ايشانرا . اين دروغ كه ميگويند بر خداى تعالى براى متاعى اندك و منفعتى حقير است در دنيا كه زود گذرد و باقى نماند و در عقب آن شقاوت دائم و رنجى مخلّد بينند
[ ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ]
پس با ماست بازگشتن ايشان ، و بچشانيم ايشان را عذابى سخت به آن كفر كه ايشان آورده باشند و آن دروغ كه بر خداى بسته باشند .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 71 ]
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِي وَ تَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ ( 71 )
. حقّ تعالى مىگويد : اى محمّد بر خوان بر ايشان يعنى بر اين كافران خبر نوح پيغمبر و قصّهء او چون قوم خود را گفت كه : اى قوم اگر چنانست كه بر شما بزرگ مىآيد و گران مىشود مقام كردن من در ميان شما و ياد دادن من شما را آيات و علامات و دلالات بر يگانگى خداى تعالى و شما ازين سبب قصد رنجانيدن و كشتن من كردهايد من بر خداى تعالى توكّل كردم و اعتماد كلّى بر وى دارم شما دل بر كار خود نهيد و عزم مصمّم گردانيد بر كشتن من ؛ شما و شريكان شما ، و درين كار هيچ فرو مگذاريد و از شركا و انبازان و معبودان خود استعانت و يارى خواهيد پس بايد كه كار شما و قصد شما در هلاك من
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ ديگر : « آيا » .