تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
داند از آنجا بيرون آمدم روزى ديگر در بازار مدينه نشسته بودم مردى ترسا بيامد و گفت : كعب مالك كدام است ؟ - او را به من راه نمودند بيامد و نامه به من داد از آن ملك غسّان در آن نوشته بود كه چنين شنيده‌ام كه صاحب تو ترا جفا كرده است و برانده و چون تو مردى ضايع بماندهء پيش من آى تا آنچه مراد تو است حاصل گردد گفتم : اين تمامى محنت است و آن نامه را بسوختم چون چهل روز برآمد رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا گفت : از زن دور شو گفتم : يا رسول اللّه طلاقش دهم ؟ - گفت : نه و ليكن با وى نزديكى مكن من به خانه رفتم وى را گفتم : برخيز و بخانهء خود رو و آن دو كس را نيز همين فرمود زن هلال پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه او مردى پير است و بزنان احتياج ندارد و ليكن از خدمتگارى گزيرش نباشد دستورى باشد تا وى را خدمت كنم ؟ - گفت : روا باشد تا بر اين كار صد و پنجاه روز بگذشت بر بام سراى خود نماز بامداد مىكردم و از سر كوه سلع ندائى شنيدم كه بشارت باد ترا اى كعب به سجده افتادم و دانستم كه : خداى تعالى فرجى فرستاده است همان ساعت سوارى مىتاخت و بشارت مىآورد من آن جامه‌ها كه داشتم بوى دادم و برخاستم و به مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله رفتم چون از مسجد درآمدم ابو طلحه برخاست و مرا در كنار گرفت و گفت : مبارك باد كه خداى تعالى توبهء شما قبول كرد من بيامدم و بر رسول صلّى اللّه عليه و آله سلام كردم و روى رسول صلّى اللّه عليه و آله از بشر و بشاشت و روشنى نور ميداد مرا گفت : بشارت باد ترا ببهترين روزى كه در عمر تو بوده تا كه از مادر بزادهء گفتم : يا رسول اللّه امن عندك أم من عند اللّه ؟ - گفت : بلكه از نزديك خداى تعالى ؛ و اين آيت آورد
« لَقَدْ تابَ اللَّهُ »
تا آنجا كه
[ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ]
من گفتم : يا رسول اللّه از توبهء من آن ياد كن كه من عهد مىكنم كه جز از راست نگويم و از جملهء مال خود بيرون آيم و صدقه كنم گفت : نبايد بعضى بده و بعضى باز گير خداى تعالى ببركت صدق من و صدق آن دو يار من ما را توبه كرامت كرد و قبول كرد اميد چنان است كه در باقى عمر ما را از مخالفت و دروغ گفتن نگاه دارد پس اين سه كس اينها بودند كه از رسول خداى تخلّف كردند نه از سر نفاق و ليكن از سر تكاسل و كاهلى آنگه خداى تعالى خطاب كرد و گفت : اى مؤمنان از خداى