خداى تعالى حكم نكند و نام نبرد گروهى را بضلالت پس از آنكه ايشان را توفيق هدايت و ايمان داد و با ايشان الطاف كرد و ايشان عند آن اختيار ايمان و طاعت كردند تا آنگه كه بيان كند ايشان را آنچه واجب است از آن اجتناب كردن ، آيت اگرچه خاصّ است در استغفار براى مشركان ، امّا عامّ است براى جملهء معاصى مقاتل و كلبى گفتند كه :
چون خداى تعالى با حكامى فرمود از فرايض و مسلمانان آن را ياد گرفتند و كار بستند و غايب شدند مصلحت متغيّر شد آن را نسخ كرد چون باز آمدند صحابه را ديدند كه خلاف آن عمل مىكردند گفتند : يا رسول اللّه حكم ما چيست در آنكه ما عمل كرديم و ندانستيم كه : منسوخ است ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : خداى تعالى ابطال عمل قومى نكند كه ايشان بر منسوخ عمل كرده باشند از سر نادانى نه به قصد تا آنگه كه بيان كند براى ايشان احكام ناسخ را و آنچه ايشان را از آن پرهيز بايد كرد ، و خداى تعالى به همه چيزى عالم است آنچه مصالح در آن باشد آن را بيان كند و اين مفوّض است به حكم عدل و خداى تعالى از آنجا كه ملك آسمان و زمين او راست خلقا و ايجادا حكما و تغييرا رياسة و تدبيرا او را رسد و تصرّف بر حقيقت او را باشد كه اوست قادر بر آنكه مرده را زنده كند و زنده را بميراند و شما را كه خلقايند بجز او يارى و ياورى نيست ، متولّى كار شما و اوليتر بشما اوست .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 117 ]
لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 117 )
. ميگويد كه : بازگشت و با سر رحمت و رأفت رفت خداى تعالى بر پيغمبر و انصار و مهاجر ، و توبهء ايشان قبول كرد ، از پيغمبر در وجود نيايد چيزى كه موجب توبه باشد امّا ابتدا بنام او از بهر آن كرد كه او سبب توبهء مهاجر و انصار بود و توبهء پيغمبران از گناه نباشد براى آنكه ايشان از گناهان صغيره و كبيره معصومند ؛ توبهء ايشان بر سبيل خشوع و انقطاع باشد و از رضا عليه السّلام روايت است كه [ لقد تاب اللّه بالنبىّ على المهاجرين و الأنصار ] خداى تعالى بسبب توبهء پيغمبر توبهء مهاجر و انصار قبول كرد و بر ايشان رحمت كرد آن مهاجر و انصارى كه متابع پيغمبر بودند و در ساعت دشوارى و تنگى طعام و