دودى از آنجا برآمده و امروز مزبله شده است حق تعالى باز نمود كه آن مسجد ايشان را علامتى است بر نفاق و كفر ايشان و كردن آن بنا در دل ايشان شكّى و نفاقى باشد ثابت و زايل نشود تا دل بر جاى باشد مگر كه دلهاى ايشان پاره پاره شود بر وجهى ديگر معنى آنست كه هميشه خراب كردن بناى ايشان سبب كفر و نفاق ايشان است و اثر آن از دلهاى ايشان منقطع نشود تا كه دل ايشان باقى باشد و خداى تعالى داناست بدانچه در دلهاى منافقان است از كردن بناى مسجد ضرار حكيم است در آنچه فرمود از خراب كردن آن .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 111 ]
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 111 )
. محمد بن كعب گفت : چون انصار ليلة العقبه با رسول صلّى اللّه عليه و آله بيعت كردند و ايشان هفتاد مرد بودند عبد اللّه رواحه گفت : يا رسول اللّه شرطى كه ترا هست با ما بگوى گفت : امّا شرط خداى من آنست كه : او را پرستيد و با او شرك نياريد و شرط من آن است كه : از آنچه جان و مال خود از آن حمايت كنيد مرا از آن حمايت كنيد گفتند يا رسول اللّه فما لنا ؟ پس ما را چه باشد ؟ - گفت : شما را بهشت باشد ربح البيع لا نقيل و لا نستقيل « 1 » خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى ]
بدرستى كه خداى تعالى بخريد از مؤمنان نفس ايشان را و مال ايشان را ببهشت ، در بيع بايع و مشترى و دلّال و بها بايد « 2 » ، درين بيع مشترى خداى جبّار است ، دلّال محمّد مختارست ، بايع بندهء مؤمن دين دارست ، بها بهشت و دار القرارست ، نعم المشترى الرّب الرّحيم ، نعم الدلّال الرّسول الكريم ، نعم الثّمن جنّة النّعيم ، نگفت كه : بهشت مىفروشم گفت : بنده مىخرم از بهر آنكه هر چيزى كه فروشند يا از بهر سود فروشند يا حاجت و اين هر دو بر خداى
هامش
( 1 ) در ابو الفتوح آن را معنى كرده كه : « ما قيله نكنيم و قيله نخواهيم » .
( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد از تفسير خود بيانات بسيار نفيسى دارد فراجع إن شئت .