تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
كرد در پيراهن خود و روايتى ديگر آنست كه كفن نكرد و خواست كه بر وى نماز كند جبرئيل آمد و جامهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بگرفت و او را باز پس برد و اين آيت برو خواند
[ وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ ]
و روايتى ديگر آنست كه : خواست تا برو نماز كند عمر خطاب گفت : يا رسول اللّه ياد دارى كه فلان روز چه گفت و فلان روز چه كرد ؟ ! هر چه گفته بود و كرده با ياد رسول صلّى اللّه عليه و آله ميداد رسول صلّى اللّه عليه و آله تبسّم مىكرد چون بسيار بگفت رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى عمر چند خواهى گفتن خداى تعالى مرا مخيّر كرد در استغفار ايشان گفت : اگر خواهى بكن و اگر خواهى نكن و اگر من دانستمى كه چون بر هفتاد زيادت كنم فايدهء باشد بكردمى آنگه بر وى نماز كرد و دفن كرد او را از عقب آن جبرئيل آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله را از نماز بر منافقان نهى كرد و اين آيت آورد كه :
[ وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً ]
نماز مكن بر هيچ يكى از ايشان كه بمرده باشند و بر گور او قيام مكن يعنى بدفن او حاضر مشو و اين نماز نيست دعاست بعرف لغت براى آنكه در او طهارت شرط نيست و قرائت و ركوع و سجود نيست بر مذهب اهل البيت و قرائت مكروه است و مذهب ابو حنيفه همچنين است و شافعى گفت كه : قرائت بايد از آنجا كه نماز بى الحمد منعقد نشود و اگر نماز بروز كند قرائت آهسته خواند و اگر بشب كند بلند خواند حمل « 1 » بر نماز شب و روز تكبير در او پنج است بنزديك اهل البيت عليهم السّلام يك تكبير بكند و از پس آن شهادتين بگويد و تكبير كند و از پس آن صلوات فرستد بر رسول و آل او و تكبير بگويد و دعا كند مؤمنين و مؤمنات را و تكبير چهارم بگويد و دعا كند مرده را اگر مؤمن بود و اگر كافر و منافق بود هم دعا كند كما هو يستحقّ به و تكبير پنجم بگويد و نماز به او ختم كند و شافعى تكبير اوّل بگويد و الحمد بخواند و تكبير دويم بگويد و شهادتين و صلوات و دعاى مؤمنان بكند و تكبير سيّم بكند و دعاى مرده بكند و تكبير چهارم بگويد و سلام باز دهد و بمذهب اهل البيت سلام نيست و بنزديك شافعى بىطهارت درست نيست از آنجا كه نماز است و تيمّم نشايد با وجود آب و ابو حنيفه گفت : طهارت
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح درين مورد اين است ( ج 2 ص 620 ؛ س 21 - 22 ) : « و شافعى گفت : لابد است از قرائة الحمد چه نماز به آن منعقد شود گفت : اگر نماز بمرده بروز كند بقرائة الحمد جهر كند حملا على صلاة الليل و النهار » .