تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
مراد ايشان از آن ذات خداى و رضاى وى باشد آنگه گفت : اى محمّد تو چگونه برانى ايشان را كه از شمار ايشان بر تو چيزى نيست و از شمار تو بر ايشان چيزى نه ، بلكه حساب هر كس بر وى است نه بر ديگرى ؛ تا نرانى ايشان را كه اگر تو چنين كنى از جملهء ظالمان باشى .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 53 ]

وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ( 53 ) حقّ تعالى در اين آيت بيان كرد حالت ابتلاء هر كسى به ديگرى و گفت : همچنين بيان كرديم و بيان نموديم توانگران را بدرويشان و درويشان را بتوانگران تا درويشان در پايه و حال توانگران نگرند و بر آن فقر و فاقهء خود صبر كنند جزاى صابران بيابند ، و توانگران در حال درويشان نگرند و در حال خود و دانند كه خداى تعالى بر ايشان نعمت كرده شكر كنند تا مزد شاكران يابند ، وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى گفت : من ابتلا و امتحان كردم اين اشراف و توانگران را به آنكه عوض مال و احوال ايشان درويشان را پايهء قربت و مجالست رسول دادم تا ايشان تمنّاى مثل حال « 1 » اينان كردند و خواستند كه از آن شرف و منزلت ايشان را نيز بهرهء بود بيامدند تا مغالطتى زنند و خديعتى كنند و در آن پايه با ايشان مزاحمتى كنند من نگذاشتم و رخصت ندادم بآيتى كه فرستادم تا كار ايشان چنان شد در آن حسد كه گفتند : [ أ هولاء منّ اللّه عليهم ] اينان‌اند كه خداى تعالى از ميان ما بر ايشان منّت نهاد و اين توفيق داد ؟ ! آنگه خداى تعالى جواب داد از اعتراض ايشان و گفت : خداى تعالى عالم‌تر است بآنانكه شكر نعمت او كنند و شاكر او باشند ابو سعيد خدرى گفت كه : ما با جماعتى ضعفاء مهاجر در مسجد نشسته بوديم كه بعضى از ما جامه بر بعضى مىپوشيد و يكى از ما قرآن مىخواند و ما سماع مىكرديم رسول صلّى اللّه عليه و آله درآمد و بايستاد چون آن خواننده رسول صلّى اللّه عليه و آله را بديد خاموش شد رسول صلّى اللّه عليه و آله بر ما سلام كرد و گفت : شما در چه كاريد ؟ - گفتيم : يا رسول اللّه قارى قرآن مىخواند و ما سماع مىكنيم رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : الحمد للّه كه در امّت من جماعتى پديد آوردند كه مرا فرمودند كه : با ايشان نشين و صبر كن ، آنگه
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح اين جمله را نيز افزوده « تا ايشان با اينان نژهان شدند » .