آنگه گفت : بگو ايشان را بر سبيل مثل كه : آيا راست باشد نابينا با بينا ؟ يعنى كافر با مؤمن و جاهل با عالم راست نباشد پس شما اى كافران آخر هيچ انديشه نمىكنيد تا بدانيد و انصاف از خود بدهيد معتزله بدين آيت تمسّك سازند بر آنكه فرشتگان بهتر از پيغمبراناند كه او گفت : و لا اقول لكم إنّى ملك ، اگر او به از فرشته بودى اين سخن متناقض بودى ، و ايشان را به اين آيت هيچ تمسّكى نيست از آنكه سبب نزول اين آيت آن است كه كافران گفتند بر سبيل تهكّم :
« لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ »
چرا بر او گنجى فرو نمىآيد و از اين جواب داد
[ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ ]
آنگه گفتند :
اگر او پيغمبرست چرا غيب نمىداند ؟ او گفت : من علم غيب دعوى نمىكنم ؛ و لا أعلم الغيب ، گفتند : اگر پيغمبرست چرا طعام مىخورد و در بازار مىرود ؟
« ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ »
؟ او گفت : من نگفتهام كه من فرشتهام طعام نمىخورم
[ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ]
آنچه كار منست و اختصاص و مزيّت من است آنست كه وحى مىآيد به من و من آن را متابعت مىكنم و بر اين معنى هيچ شبهه نيست كه بدان تمسّك سازند .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 51 ]
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 51 )
حقّ تعالى در اين آيت امر كرد رسول را كه : بترسان به اين قرآن و اعلام كن با تخويف آنان را كه ايشان از قيامت و حشر و نشر بترسند از آنكه اينان بانذار و تخويف منتفع باشند و بوعظ او متّعظ شوند از بهر آنكه دانند كه ايشان را با خداى حشر خواهد بودن و اينان را در اين روز وليّى و ناصرى و يارى نباشد و نه نيز شفاعت كنندهء بدون خداى تعالى بىاذن خداى تعالى و بىامر و رضاى او ، و كس را در قيامت اين نبود چون چنين دانند باوامر و نواهى او انتفاع گيرند ، تو ايشان را انذار و اعلام ميكن تا باشد كه بترسند و متّقى شوند و از معاصى اجتناب نمايند ، و گفتهاند كه :
[ لَيْسَ لَهُمْ ]
كلامى است مستأنف ردّ بر جهودان و ترسايان كه گفتند : نحن أبناء اللّه و أحبّاؤه .