تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
گفته‌اند كه : گفتن اين تكليف بر موسى بود و شنيدن آن تكليف بر هارون ، و اگر چه ناگفته همان بودى لعصمته ؛ تا آنكه هر دو را ثواب حاصل آيد .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 143 ]

وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ( 143 ) حقّ تعالى در اين آيت حكايت آن كرد كه موسى عليه السّلام بميقات خداى تعالى رفت با آن هفتاد مرد گزيده و آن چنان بود كه چون خداى تعالى فرعون را هلاك كرد موسى را وعده داده بود كه او را كتابى دهد تا حجّتى باشد ايشان را و شرفى و ذكرى در ميان ايشان و عقب ايشان ، و چون وقت آمد قوم تقاضا كردند خداى تعالى توراة بموسى فرستاد ايشان چون بشنيدند گفتند : ما چه دانيم كه اين كلام تو است يا كلام بعضى از بشر يا كلام خداى تعالى ؛ ما را با خود ببر آنجا كه ميقات و ميعاد مناجات تو است با خداى تعالى ؛ تا آنجا حاضر شويم و كلام خداى تعالى بشنويم ، موسى گفت : بار خدايا تو عالمترى به آنچه ايشان ميگويند ، حقّ تعالى گفت : روا باشد ايشان را بيار تا كلام من
هامش
قديم اين است ( ص 454 : س 31 ) : « اما وصايت او هارون را بقوله : و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين ، با آنكه دانست كه او جز آن نكند چنان كه در مثل گفته‌اند : أرسل حكيما و لا توصه ، رسولى حكيم فرست و وصيتش مكن ؛ دگر آنكه ( تا آخر عبارتش ) » و مثل به همين عبارت در شعر نيز در كتب ادب و غير آن حتى در همين تفسير ابو الفتوح نيز ضمن تفسير« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »كه جزء آيهء 159 سورهء آل عمران است ضمن اشعار ديگرى آمده است ( ج 1 چاپ اول ص 675 ؛ س 1 ، و ج 3 چاپ دوم ص 30 ، س 23 )« اذا كنت فى حاجة مرسلا * فأرسل حكيما و لا توصه »پس يا متن درست است و مثل بعبارت « أرسل حكيما و أوصه » نيز آمده است چنان كه بعبارت « و لا توصه » آمده است و يا چون جواب اعتراض ساقط شده بوده ديگران عبارت را به اين نحو بحسب ضرورت تصحيح كرده‌اند و شايد جواب چنين بوده است : « براى عظمت و اهميت امر را » و اللّه أعلم