تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
اى فرزندان يعقوب ياد كنيد از جملهء نعمتهاى ما بر شما آنكه برهانيديم شما را از اتباع فرعون كه ايشان شما را ميرنجانيدند بسخت ترين عذابى از كشتن پسران و زنده گذاشتن دختران شما ، پسران شما را ميكشتند و دختران را رها ميكردند و درين كه خداى تعالى با شما كرد شما را نعمتى است از خداى تعالى نعمتى بزرگ و [ بلاء ] ابتلا و امتحان باشد و اين هم بنعمت بود و هم بمحنت ، و ما وعده داديم موسى را سى شب و آن را تمام گردانيديم بده شب ديگر پس تمام شد ميقات خداى تعالى چهل شب و اين چنان بود كه موسى بنى اسرائيل را وعده داد كه چون خداى تعالى دشمن ايشان را هلاك كند وى از بهر ايشان از نزديك خداى تعالى كتابى آورد كه آنجا مبيّن باشد آنچه ايشان را بايد كرد و اين وعدهء بود از خداى تعالى مر موسى را ، چون فرعون هلاك شد موسى عليه السّلام از خداى تعالى كتاب خواست خداى تعالى وى را فرمود كه : سى روز روزه بدار و آن سى روز ذو القعده بود چون سى روز روزه بداشت بوى دهن بحسب عادت متغيّر شده بود انديشه كرد كه بمناجات ميروم نبايد كه بوى دهن من چنين باشد مسواك بر گرفت و دهن پاك كرد و گفته‌اند كه : پوست درخت خوشبوى بخائيد تا به آن رايحه منقطع شد فرشتگان آمدند و گفتند : از دهن تو بوى خوش مىشنيديم آن را تباه كردى ، جبرئيل آمد و گفت : چرا چنين كردى ؟ ندانستى كه بوى دهن روزه دار بنزديك خداى تعالى از بوى مشك خوشتر باشد ؟ ! آنگه گفت كه : ده روز ديگر روزه بدار و آن ده روز دههء ذو الحجّه بود و كتاب توراة در دههء ذو الحجّه فرستاد و خداى تعالى موسى را چهل روز وعده داده بود در اصل چنان كه در سورة البقره گفت :
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً
، و آنجا مبعّض گردانيد و آنگه فذلك « 1 » جمله بياورد و آنگه گفت :
فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
، و آن ده روز جدا كرد براى شرف و تفضيل او را ، و اين ده روز را فضيلت بسيار است و گفته‌اند كه : حقّ تعالى براى آن جدا كرد كه الفاظ قرآن لطف است چنان كه فهم معانى و استفاده به او نيز از جملهء الطاف
هامش
( 1 ) فذلك بمعنى چكيده و خلاصه از مجموعى است ؛ در منتهى الارب گفته : « فذلك حسابه فذلكة بپايان رسانيد حساب را و پرداخته و فارغ شد از آن ؛ مخترعة من قوله اذا اجمل حسابه : فذلك كذا و كذا » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 241 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)