تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
گفتند از آنكسانى كه ايمان آورده بودند از ايشان بر سبيل استنطاق و استخفاف و سخريّه كه : ميدانيد شما كه صالح پيغمبر خداست فرستاده از قبل خداى خويش ؟ - اين مؤمنان مستضعف گفتند كه : ما ايمان داريم به او و به آنچه به او فرستاده‌اند ، و اين از بهر آن گفتند كه : اين مؤمنان پنداشتند كه ايشان مؤمنند و از سر حقيقت ميگويند ، آن متكبّران و كافران گفتند كه : ما به آنچه شما ايمان آورده‌ايد كافريم و آن را منكريم پس آنگه اين متكبّران كه از متابعت رسول خداى تعالى ننگ ميداشتند آن شتر را پى كردند و بكشتند اگرچه ناقه را قدار بن سالف پى كرد اضافت اين بايشان از بهر آن كرد كه ايشان به آن راضى بودند ، ناقه را پى كردند و از فرمان خداى تعالى در گذشتند و عصيان و طغيان آوردند و گفتند : اى صالح بيار آنچه ما را به آن وعده ميكنى از عذاب خداى تعالى اگر تو از جملهء پيغمبران مرسلى پس بگرفت ايشان را از عذاب خداى تعالى صيحهء يعنى آوازى كه زمين از آن آواز در جنبش آمد و ايشان همه از هول آن بر جاى خود بمردند و كشته شدند در سراهاى خود يعنى مسكنها و شهر خود پس چون صالح ايشان را بر آن حالت بديد روى از ايشان بگردانيد و از ايشان اعراض كرد و گفت بر سبيل تحسّر بر آنچه فائت شده از ايمان ايشان كه : اى قوم من وسع و طاقت خود بذل كردم در نصيحت و دعوت شما و پيغامهاى خداى خود را بشما رسانيدم و نصيحت كردم و ليكن شما نصيحت كنندگان را دوست نداشتيد ، و سياقت آيت دلالت مىكند بر آنكه اين آنوقت گفت كه عذاب بايشان رسيد و هلاك شدند و گفته‌اند كه : اين آنوقت گفت كه : از ايشان اصرار ديد و بدانست كه ايمان نخواهند آوردن و عذاب بايشان فرود خواهد آمد چون وقت نزول عذاب بود او عنان از ايشان بگردانيد و اين سخن بگفت . قصهء ثمود و صالح و كشتن ايشان مر ناقه را بروايت كعب الاحبار آنست كه : چون خداى تعالى عاد را هلاك كرد ثمود را از پس ايشان در زمين خليفه كرد و تمكين داد و عمر دراز تا عدد ايشان بسيار شد و درازى عمر ايشان چندان بودى كه مردى از ايشان سراى بكردى و هنوز عمر وى مانده بودى كه سراى خراب شدى ايشان در استادند و خانه‌ها در سنگ ميكندند و از سنگ خانه‌ها مىتراشيدند و خداوندان قوّت و مال شدند