( 537 ) 22 / 15 و 16 « بآنك مغالبت » ، « غالبته في » .
در دستنوشت چندان روشن نيست . از صحّت قرائتم مطمئن نيستم .
( 538 ) 22 / 16 « با وى حجّت گرفتم در فلان چيز » .
« حجّت گرفتن » : در معناى « المحاجّة » است چنان كه از متن هم معلوم مىشود .
نيز نگر : تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد ، ص 148 .
( 539 ) 22 / 18 « تصحيح » .
« تصحيح » : در اينجا ( ظ . ) به همان معناى اثبات است .
( 540 ) 22 / 18 « عايد است با » .
در اصطلاح امروز گويند : باز مىگردد به .
« با » در اينجا به معناى « به » است . سنج : « در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد » ( حافظ ؛ نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) ؛ نيز : « او را مال بسيار بود همه با اهل دين خويش داد » ( قصص قرآن مجيد ، ص 55 ) .
( 541 ) 22 / 19 « نمرود بن كنعان » در دستنوشت ضمّهء دوم روى « ب » بود به نظر رسيد جاى اصليش روى « ن » است . سياق « فلان بن فلان » ( به ضمّ نون ) در اين دستنوشت سابقه دارد .
( 542 ) 22 / 23 « فقد آتينا . . . » .
النساء / 54 .
( 543 ) 22 / 24 « عظيم » .
در دستنوشت روشن نيست . به صحّت قرائتم يقين ندارم .
( 544 ) 22 / 25 « ملك نبوّة » .
جايگاه « نبوّة » در دستنوشت چندان روشن نيست . به قرائتم اطمينان ندارم .
( 545 ) 23 / 1 « او طاغى » .
به قرائتم يقيم ندارم چون اين جايگاه در دستنوشت چندان روشن نيست .
( 546 ) 23 / 2
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ
. . .
اسْتَغْنى »
.
العلق / 6 و 7 .
( 547 ) 23 / 3 « جوابست » .
ضبط دستنوشت چندان روشن نيست . و تنها قسمتى واپسين پيداست . به سنجش و گمان چنين ضبط كرديم .
( 548 ) 23 / 4 « تو كيست ؟ » .
ضبط دستنوشت كاملا روشن نيست ؛ زين روى به قرائت خود اطمينان ندارم .
( 549 ) 23 / 7 « تمويه » .
« تمويه » : « التّمويه : آب دار كردن ، و بياراستن ، و تلبيس كردن . » ( كتاب المصادر ، ص 605 ) .
استاد مينوى نوشتهاند : « تمويه ( از موه ، اصل كلمهء ماء كه آب باشد ) آب طلا دادن و زراندود كردن است ، و مجازا باطل و دروغى را به صورت حقّ و راست فرانمودن و جلوه دادن . » ( كليله و دمنه ، ص 79 ، ح 9 ) .