« پدر مالكه نام كردش چو ديد * كه دختش همى مملكت را سزيد » ( شاهنامهء فردوسى ، به كوشش پرويز اتابكى ، ص 1535 ) ( 513 ) 21 / 2 « ممّا » .
در دستنوشت : ما . مطابق قرآن كريم إصلاح كرديم .
( 514 ) 21 / 2 و 3 « صنعت زره بافتن » .
حركتگذارى ظاهرا به خطّى ديگر ( متأخّر ؟ ) است .
( 515 ) 21 / 4 « زجّاج » .
« زجّاج » : ابو إسحاق ابراهيم بن محمّد سرى نحوى حنبلي ( ف . 31 ه . ق . / 923 م . ) . وى در آغاز شيشهگر بود ؛ سپس نزد مبرّد شاگردى كرد و از ائمّهء نحو شد . او راست : كتاب النحو ، معاني القرآن و أمالي ( نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، بخش اعلام ) .
( 516 ) 21 / 7 « عمالقه » .
« عمالقة » : يا عماليق يا بنو عمليق يا بنو عملاق . قومي از عرب بائدهاند . إينان باشنده در شمال حجاز بودهاند . مدّتى هم ، در بين سالهاى 2213 تا 1703 ق . م . ، در مصر فرمانروايى كردهاند . ( نگر : لغتنامهء دهخدا ) .
در بارهء ايشان گفته شده : « غالبا با يهوديان در زمان شاعول و داود در جنگ بودند ، و داود آنان را نابود كرد . » ( از : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، بخش اعلام ) .
( 517 ) 21 / 7 « غلبه » در دستنوشت : غليه .
( 518 ) 21 / 8 « ذو » .
در دستنوشت : لذوا . مطابق با نصّ قرآن كريم إصلاح شد .
( 519 ) 21 / 8 « خذاوند » « خذاوند » ، در ترجمهء « ذو » آمده است . درين مورد ، نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 2 ، صص 761 تا 764 .
واژهء « خداوند » در متنهاى كهن بكرّات به معناى « صاحب ، مالك ، دارنده » به كار رفته است . مانند :
« زمينى كه او را خداوند نيست * بمرد و ورا خويش و پيوند نيست » ( شاهنامه ، به كوشش پرويز اتابكى ، ص 1754 ) « و يا بارهء رستم جنگجوى * به ايوان نهد بى خداوند روى » ( همان مأخذ ، ص 1279 ) .
( 520 ) 21 / 11 و 12
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ »
.
البقرة / 246 .
( 521 ) 21 / 14 « نگنجذ » .
ظاهرا اعرابگذارى به خطّى ديگر ( متأخّر ؟ ) انجام گرديده است .
( 522 ) 21 / 14 « كهنه » .
« كهنة » جمع كاهن است ، و « كاهن » - به قول جرجانى - كسى است كه از آينده و آنچه در آن زمان پيش خواهد آمد خبر مىدهد و ادّعاى معرفت اسرار و علم غيب مىكند . ( نقل به مضمون از : التّعريفات ، ص 79 ) .